چشم اند از نو
 
 
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی
 

مساجد یکی ازشعایرالله بود وبهترین موقعیت های روی زمین نطر به حدیث پیغمبراسلام(ص) که میفرمایند:«بهترین قسمت روی زمین مساجد خدا(ج) اند.»  ومسئولین آن هم ازجمله بهترین های مردمان روی زمین اند. نظربه شروط امامت، که درکتب فقه اسلامی وبه خصوص فقه اهل سنت والجماعت تذکر یافته است.

1-         عالم بودن به احکام الهی است، که همه فرائض وسنن وآداب اسلامی را بداند. خداوند(ج) میفرماید:« إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء »(فاطر28)  

ترجمه:" جراین نیست که ازبنده گان پروردگار تنها دانایانشان، ازخدا(ج) میترسند."

2-         شرط دوم امامت تقوا ی خوب است، که خداوند(ج) میفرماید:« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ »(حجرات13)

 ترجمه:"در حقيقت بهترين شما نزد خدا(ج) پرهيزگارترين شماست."

این دوشرط امامت که برگرفته ازقرآن است، بیانگر فضیلت مقام امامت نظر به همه مناصب دیگر دولتی، بعد ازمقام خلیفه وقاضی مسلمان است.

3-         قرائت خوب، که قرآن را با تجوید قرائت کند.

4-         مسن بودن امام است. سه وصف بعدی، درصورت اختلاف ویا موجودیت بیشتر ازیک نفر که موصوف به صفات یاد شده، باشند، قابل تطبیق است.

5-         امامت سنت پیغمبر اسلام (ص ) است، هر کس و ناکس امام مسجد شده نمیتواند.

مسلماً همه مواصفات یاد شده، ازجمله مواصفات پذیرفته شده بوده، که هیچ صاحب هوش وفکر مقام ومنزلت امامت را دست کم نمیگیرد. لذا اسلام منزلت ومقام امام را بعد ازخلیفه وقاضی اسلامی خوانده ودست کم گرفتن این مقام اسلامی[امامت] توسط صبغت الله مجددی، رئیس مشرانو جرگه وکمیسیون تحکیم صلح، مورد سوال است؟

وی که دعوای تفوق ازیک امام مسجد دارد، نخست خود را درمیزان مواصفات قبلی، مورد مطالعه قراردهد وسپس قضاوت کند، که مقام ومرتبه اش، به کدام لحاظ بالاتر از امام مسجد است.

نخستین شرط امامت عالم بودن است، شمای که خود را به عنوان اولین شاهکار جهاد،  مفتی، قدوه وپیشرو تمام مجاهدین معرفی میکنید، درهمین صحبت خود، خارجی های موجود درتالار را بدون کدام استثنأ دوست خواندید. درحالیکه قرآن ازعدم دوستی« نصارا و یهود» با مسلمانان، 14 صد سال پیش آگاهی داده است.

 خداوند(ج) میفرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ » (سورت بقره 51)

ترجمه:" ای آن کسانی که ایمان آوردید، یهود ونصارا را دوست نگیرید،[ زیرا] بعض ازایشان دوستان بعض اند وکسی با آنها دوستی کند، پس به تحقیق ازجمع شان است."

درهمین مجلس ازجهاد فی سبیل الله حرف زدید. حال آنکه خداوند(ج) میفرماید:« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ»(بقره-264)

ترجمه:"اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صدقه‏هاى خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسى كه مالش را براى خودنمايى به مردم‏، انفاق مى‏كند."

معاذ بن جبل یکی ازصحابه های جلیل القدر روایت میکند که رسول خدا(ص) فرمودند:« ان یسیرالریاء شرک»(مشکوة)

ترجمه:" درحقیقت کمترین ریاء«خودنمائی» شرک است."

درحدیث دیگری پیغمبر(ص) میفرماید:"کسی که نماز ،روز ه وصدقه را بخاطر دیدن مردم ادا نموده، شرک کرده است."

امامت در مساجد، سنت پیغمبر اسلام(ص) است، در جای که شما به عنوان مفتی مردم افغانستان، یک مقام بزرگ اسلامی (امامت) را با این صراحت دست کم میگیرید. پس شما چه فکر میکنید، نوشتن قرآن فارسی توسط غوث زلمی وپخش کاپی های " آیات " زن ستیز به زعم خود پرویز کامبش، توسط آن، در پوهنتون مزار شریف، حق مسلم شان نیست؟ 

جناب مجددی، شما در صحبت خود ادعا کردید، که حکومت از مجرمین حمایت میکند؛ یعنی از آنانیکه مستوجب سزا اند، حمایت کرده وبه هرلحاظ بوده سزا برایشان نداده ونمیدهد. بلی، دقیقاً دانسته ام که مطلب شما همین بوده وچه فکر میکنید، اگر چنین حرف را که شما ایراد کردید، اگر یکی ازکسانی که به شما ویا حکومت خوش آیند نباشد، ایراد میکرد؛ چون:اشتباه کاپی پست روزنامه«پیمان» چه درد سری برایش ایجاد میکردید؟ چگونه تعذیب وتأدیب میشد؟ دوسیه اش به کدام محکمه میرسید؟ وخودش درکدام محبس، به بند می افتید؟ و ... ؟

جناب شما ادعا کردید، که مفتی جهاد بودید وچرا اهمیت به شما نداده اند؟ بلی، فرموده شما به جاست؛ زیرا، هرکس در بدله کار خود، مزد میخواهد وجناب شما به منظور اینکه مردم شما را به پاس این کار" رهبر، پیر ومفتی گویند" انجام دادید، حق دارید وبایدم مزد خویش را ازایشان بخواهید؛ زیرا دراسلام یک قاعده کلی وجود دارد، که پیغمبراسلام(ص) میفرمایند:« انما الاعمال بالنیات وانما لکل امرئٍ ما نوای فمن کان هجرته الی دنیا یصیبها» متفق علیه.

ترجمه:"اعمال هرکس به نیت وی تعلق دارد و هرکس را به اساس نیتش[مکافات داده میشود] وکسی به خاطر دنیا هجرت «تلاش» کند مکافات آن در دنیا برایش خواهد رسید."

تعجب میکنم به این امر که چگونه تمام آنانی که مقام ومنزلت امامت را میدانند، برلبانشان مهرسکوت نهاده اند. وچرا کمیسیونهای دینی مجلسین شورای ملی، به خاطر این اهانت شما به مقام امام مسجد، شما را به کمیسیون ها فرا نخواندند.

رسانه های همه گانی که به منزله ای قوۀ چهارم یک دولت میباشد، دراین راستا به شایسته وبایسته موضع گیری نکرده ونمیدانم، که آنها هراس شان دراین راستا، از چه بوده وچرا متوجه این نکته نشده اند؟  

بلی میدانم، حرف هایم تند است وخواندن وشنیدنش برای جناب شان، سنگین تمام خواهد شد؛ ولی دریک پرسش ازایشان میخواهم بدانم، که برای معذرت خواهی ازمحضرمردم افغانستان ومسلمانان، ازاین اهانت شان چه فکر میکنند؟؟؟
 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۸ساعت 12:42  توسط عبدالحق حقجو  | 
  بالا