چشم اند از نو
 
 
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی
 

انحطاط حیثیت دینی 

مردم عادی بیشتر از کشورهای اسلامی به ویژه مردم افغانستان از باورمندی شان به دین در مقابل هجوم­ های بیگانه قربانی­ های بی­شمار داده اند که تاریخ استادگی مردم افغانستان سه مرتبه در مقابل انگلیس، ده سال در مقابل اتحاد شوری سابق و به تعقیب آن تاکنون در مقابل تروریزم بین المللی، همه وانمود می­ کند که مردم این کشور برای حفظ ارزش­ های دینی و میهنی از هیچ جان نثاری دریع نمی­ ورزند.

اما چیزی­ که روح و جسم انسان مسلمان را در جهاد و مقاومت­ مردم مسلمان افغانستان درد میدهد، خوش باوری اکثریت مطلق شان به پیشروان و مقداهان استفاده جو است که از باورمندی و اعتماد آن­ها استفاده بیجا می­ نمایند. مثلا باشعار دین از احساسات مردم استفاده کرده و جوقه، جوقه مردم و فرزندان شان را به معرض ­های گوناگون خطر از زمان جهاد گرفته تا مقاومت و الی اکنون، سوق داده اند. این در حالیست که خانواده ­ها به ویژه پسران و دختران سر دسته­ های تمام احزاب و گروهای افغانستانی در بیرون از کشور مصروف فراگیری تعلیم و تحصیل خود بوده و می­باشند.

از طرف دیگر، احزاب و دست­ های دین شعار، تحت نام مقدس دین در مقاطع مختلف از هر فرصت استفاده کرده و گروه­ها و افراد مربوط به احزاب دیگر افغانستانی را کشتند، شکنجه کردند و دارائی اش را عصب کرده و متواری از خانه و کاشانه شان ساختند. در شرایط فعلی، طالبان و داعش و گروهای ترورستی دیگر تحت شعار دین چه مصیبت نیست که بر مردم نمی­بارانند.

تمام کشورهای غربی و شرقی بی­ دین و اسلام ستیز با استدلال به همین موارد و انواع از خیانت­ های دیگر در کشورهای اسلامی، به جای این­که ما مسلمانان را به بی­ عملی ما مورد انتقاد قرار دهند، این نقیصه ما را به اسلام نسبت داده و در تمام رسانه ­ها و وسایل جمعی علیه دین اسلام تبلیغ­ های منفی را به راه انداخته و اسلام ستیزی را می­ افزایند. حتی این تبلیغ آنان بجای رسیده که عده از مسلمانان کم مطالعه نیز به این تبلیغ آنان باورمند شده و همه عقب­گرد و پس مانی مسلمانان و جوامع اسلامی را در عرصه ­های مختلف به اسلام و دینداری نسبت دهند.

این در حالیست که با طلوع خورشید اسلام پیشرفت در اسلام دیده می­شد و حتی تا صده­های هفتم و هشتم هجری اختراعات، چون (اختراع ساعت، طرح مسائل طبی و ترکیب ادویه، اختراع آتش انداز و مسائل دیگر) مربوط به مسلمانان می­شود. با سهولت طلبی، مستعمره شدن و ناکارائی رهبران شهوت پرست و دنیا پرست کشورهای اسلامی این شیرازه جوامع اسلامی رو به رکود رفت و حتی مسلمانان امروز از داشته ­های سابقه خود هم آگاهی لازم ندارند.

انحطاط حیثیت مذهبی

بدون شک علمای دو مذهب مروج اهل تسنن و اهل تشیع در افغانستان با تعابیر و تفاسیر ویژه مذهب و حتی شخصی خود شان، به توجیه جنگ ­های فرقه­ای، حملات گروهی، انتحار و انفجار در این کشور پرداختند و هر یک نزد عامه­ی مردم چیز فهم باعث زدایش اعتبار خود چه؛ بلکه باعث سلب اعتبار مذهب خود با سهل انگاری در امر امنیت و رفاه عامه نظر به نصوص اسلامی و پذیرفته شده گردیده اند. این امر در واقع انحطاط و عقب­ گرد است؛ زیرا که با طلوع خورشید اسلام، نه تنها جنگ ­های قبیلوی از بین مردم زدوده می­شد؛ بلکه امر زدایش جنگ­ های قبیلوی باعث مسلمان شدن اقوام نامسلمان (چون قبیله­ های اوس و خزرج) می­ گردید.

از طرف دیگر، این امر نه تنها باعث لطمه به جایگاه توجیه گران (مفتی­ های حزبی و گروهی) وارد کرده؛ بلکه بیستر و وجاهت همه علما را نزد آنانی­که اهل مطالعه اند و قوت هضم تحلیل شان نسبت به مسائل وسیاست ­های جاری در کشور، منطقه و جهان کم است، بی­اعتبار و کم رنگ ساخته است.

توجیه اعمال رهبرانی­ که از جایگاه و بیسترهای استخباراتی منطقه، باعث جنگ­ های گروهی بین مجاهدین، تخریب آبادی­ های کشور، انفجار، انتحار، ترور و قتل گردیده اند، نه تنها امر مذموم؛ بلکه نشانگر وابستگی توجیه­ گران حلقات حاکم استخباراتی بر رهبر و گروه­ های مربوطه می ­باشد. چرا که دست اندازی استخبارات منطقه در تشکیل حکومت و نظامداری دو دهه پسین کشور ما، برای حفظ رهبران و سر دسته ­های گروها و توجیه­ گران دینی اعمال شان در قدرت و ساختارهای دولتی، وانمود می­کند متیقیناً همه در حلقات استخباراتی عضویت داشته اند که نفع شان از آن طریق حفظ و تأمین می­گردد. 

ادامه دارد.....

 |+| نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 11:41  توسط عبدالحق حقجو  | 

شکست اعتبار و اعتماد

اصلاً ایجاد احزاب و گروه ­های متعدد در کشور به منظور جهاد و حتی ایجاد گروه­ ها در بین هر یک از دو مذاهب شیعه و سنی به مفهوم « تفرقه بینداز و حکومت کن » مقوله مشهوری که به فلیپ دوم پدر اسکندر مقدونی نسبت داده می­ شود، می­ماند. این مقوله در حکومت ناپلیون چون یک اصل و ستراتیژی حکومت داری بود که در حکومت­ های انگلستان، امریکا و اسرائیل به عنوان ستراتیژی پذیرفته و پوشیده برای مهار قدرت­ های دیگر و استعمار هرچه بیتشتر شان بر کشورهای جهان سوم، در دنیای امروز به کار برده می­شود.

ایده ایجاد احزاب متعدد توسط کشورهای ایران و پاکستان در دیار مهاجرت طرح و به حدی تقویه گردید که حتی در دوران جهاد هم این نقیصه باعث درد سر برای مجاهدان واقعی و جبه­ هات مجاهدین گردیده بود. البته جبه گیری­های استخباراتی و نیت توسعه طلبی در قیمومیت حکومتی دو کشور یاد شده بدون شک باعث امر ایجاد گروه ­های مجاهدان گردید که بیشترین صدمه امروزی را برما تحمیل کرد.

از طرف دیگر، خود خواهی، دنیا طلبی، وابستگی و اجنتی رهبران کشور به انحای مختلف سبب دیگری بود که باعث گرمش هرچه بیشتر جنگ بین گروه­ های مجاهدان در دوره جهاد و در زمان حکومت مجاهدین و حتی تا کنون گردید. این در حالیست که مردم بین خود هیچ مشکلی نداشتند و هرچه بین مردم برای دامن زدن اختلافات تبلیغ می­شد و حتی در دو دهه اخیر وجود داشته، در نهایت الامر به سران جهادی، سیاست مدارن مطرح و قدرتمندان میرسید که بدون شک نفع خود و باداران استخباراتی خود را در آن می­ بینند.

بلی، این تلاش­ های استخباراتی توانسته در حد زیاد به اعتبار و اعتماد مردم در کشور ما علیه یکدیگر لطمه وارد کند. حتی دسته دوم کاندیدان در ستاد­های انتخابات­ های ریاست جمهوری، و دست­ه های اولی وحتی خود کاندیدان ولسی جرگه و شوراهای ولایتی به صراحت در پی کسب آرای مردم بدون پرده از مسائل قومی، زبانی، سمتی و حزبی را مطرح کرده اند که از دید اخلاقی و اسلامی شایسه یک جامعه اسلامی نمی­ باشد.

به یقین که دامن زدن این نوع مسائل به شیرازه اعتبار و اعتماد بین مردم ما لطمه وارد کرده و و اطمنان به فردای بهتر را حتی در محلات و قصبات، چون جنگ در سال­ های اخیر و در زمامه داری محمد اشرف غنی رئیس جمهور بین دو قوم در عزنی و وردک زیانمند ساخته است.

سبب سومی که باعث شکست اعتبار و اعتماد مردم شود که همانا عدم درک و سواد است که باعث گردیده است تا مردم ما را گوسفند وار به کشتارگاه­ ها به رهبری بعضی از استخبارات منطقه و جهان، توسط رهبران و سردسته­ های مردمی، سوق دهند. در حقیقت عمال یاد شده توانسته تا حد زیادی و حتی 80% در این امر موفق شده و مردم را به جان هم انداختند تا ماهی گیری لازم را نمایند.

رهبران کشور ما از مردم افغانستان تا حدی کار گرفته اند که در طول چهل سال از آغاز جهاد تا کنون جز از چند تن، چون (مولوی نصرالله منصور، استاد عبدالعلی مزاری، احمدشاه مسعود قهرمان ملی کشور، استاد برهان الدین ربانی شهید صلح، حاجی عبدالحق و تعداد اندک دیگری) در راستای اهداف خود قربانی جانی داده اند و هیچ رهبری دیگر حتی وزرای حکومت­ های اخیر به تعلیم و تربیه اولاد خود در کشور راضی نبوده و خانواده­ های شان را در بیرون از کشور جاگزین کرده اند. چه جای که آماده قربانی در این کشور باشند، این در حالیست که چهل سال جنگ از هیچ خانواده در این کشور نیست که چند تن و یا حد اقل یک تن قربانی، نگرفته باشد.

ادامه دارد ... .

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 12:21  توسط عبدالحق حقجو  | 

شکست مرزها

مقدمه

در این رساله بیشتر توجه به شکست مرزهای شده، که باعث رنجش و یا ایجاد فاصله بین اقشار مختلف این کشور گردیده است. هدف بیان واقعیت مسلمی است که بر مردم ما چه به فرمایش قدرت ­های بیرونی و چه برای تأمین منافع زود گذر خود اشخاص و دسته ­های سیاسی و اجتماعی به راه افتیده است.

سنت الهی بر این است که برای ویرانی و تخریب یک چیز و یا جامعه با کمترین نیرو، بیشترین دست آورد تخریبی خواهید داشت، مثلا: جنگ در یک ولایت باعث می­ گردد تا همه چیز برهم بخورد و برای بازگشت دوباره به حالت عادی قبل از جنگ، تنها برای ترمیم شکست و ریخت روان­های آسیب دیده چندین برابر بیشتر از هزینه جنگی که باعث تخریب همه ساختارها در آن ولایت گردیده است، نیاز به هزینه و سرمایه گذاری، می­ باشد.

در این نوشته کوشش خواهد شد تا موضوعات را با ایمانداری و واقع بینانه و بدون اندک ترین طرف­داری از شخصی و گروهی به نگارش گرفته شود که بیانگر دردهای از جامعه به منظور آگاهی هر چه بیشتر مردم افغانستان، باشد.

گرچه ممکن است، بیان یکی از موضوعات مندرج این رساله چون نمونه همه موضوعات اکتفا گردد؛ ولی برای توضیح و تکرار احسن همه موضاعات بحث خواهد شد تا از یک طرف حس بد بینی خواننده، نسبت به شکست های مختلف و تحمیلی در این دیار به جوش آید و از سوی دیگر، به منظور آگاهی خوانندگانی که فکرشان به همه ابعاد شکست مرزها نمی­رسد، مفاهیم مندرج این رساله به بیان گرفته می­شود.

موضوعات مندرج این رساله به شکل تحلیلی نگاشته خواهد شد، ولی در بعضی از موارد اگر آثاری بدست رس نویسنده قرار گیرید من حیث منبع ازش استفاده خواهد کرد.

 

شکست مرز عقیده و باورمندی

اسلام یک دین کامل است که اگر در زندگی افراد و یک جامعه انسانی آن را پیاده نمائیم، هیچ مشکل در زندگی شان حس نخواهد شد؛ زیرا اسلام از احراق خون ناحق چه مسلمان و چه ذمی و کافر باشد، اهل خود را منع کرده است. و اسلام حتی در جهاد، نه تنها به حفظ افراد و جامعه انسانی (پیر مردان، زنان، اطفال و ...) توجه اعظمی داشته که برحفظ حیوان ها، اشجار و همه موجودات دیگر، تأکید می­ نماید.

اسلام ریختن خون اهل قبله را حرام خوانده - چنان پیامبر (ص) فرموده است: من صلی صلاتنا و استقبل قبلتنا و اکل ذبیحتنا فذالک المسلم الذی له ذمة الله و ذمة رسله فلا تخفروا الله فی ذمته (بخاری) کسی رو به قبله ما کرده و نماز خواند و از مذبوحه ما خورد و آن مسلمان است؛ کسی است که الله و رسولش تضمین سلامت آن را کرده اند و پیمان الله را نسبت به او نشکنید. - و این موضوع در حالیست که احزاب و گروهای مسلح تحت نام شعار تنظیم و مذهب در کشور ما از هیچ گونه جنایت علیه یکدیگر با فتواهای علمای که در جبه هات مربوطه بوده، دریغ نکرده اند. این موضوع نه تنها منحصر به فی­مابین مذهب اهل تشیع و تسنن نبوده؛ بلکه هریک از اهل مذاهب بین خود نیز از هیچ نوع تجاوز و تخطی بر یکدیگر، ابا نورزیده اند.

بلی، این مذاهب در اصول دین متفاوت از همدیگر نیستند؛ زیرا همه مذاهب مروج در این کشور (اعتقاد، به توحید، رسالت و معاد) دارند. و اصول اساسی دین از نظر مذاهب اسلامی همانا اعتقاد به توحید، رسالت و معاد، می ­باشد. و گزینه که بین اهل تسنن و تشیع تفاوت می­آرد، اعتقاد به اصل امامت و عدالت است (اگر کسی اعتقاد به امامت و عدالت ندارد، شیعه نیست؛ ولی، مسلمان بودنش منتفی نمی­ گردد.)

اعتقاد به اصول دین مشعر این است که انسان مؤمن به اوامر الهی و رسولش عمل و از نواهی و محرامات وارد شده در آیات و احادیث اجتناب می ­ورزد و به روز بازپرس از عمل خود ایمان دارد، که هر حرف و عمل دنیایی ما مورد بازپرس قرار می­ گیرد و از آن حساب ده در روز آخرت می­ باشیم.

جنگ احزاب در افغانستان چنان گرم می­ گردید که افراد و نیروهای مسلح احزاب فضیلت جنگ علیه یکدیگر را با فتوای علمای درباری احزاب به جنگ علیه شوروی ترجیح می دادند. بلی، این عمل و جنگ میان تنظیم ها باعث گردید که مرز عقیده و باورمندی اسلامی را بدرند و با بی­اعتنائی بر رعایت و حفظ عقیده اسلامی و دساتیر الهی و تأمین نفع فردی، حزبی و تنظیمی از یک دیگر، انتقام می­ جویند. این در حالیست که الله فرموده است: وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا (النساء 93) و هر کس، فرد مؤمن را عمداً به قتل رساند، جزایش دوزخ است؛ جاودان در آن می‌ماند؛ و خداوند بر او غضب می‌ کند؛ و او را لعنت کرده از رحمتش دور می‌ سازد؛ و الله عذاب بزرگ برای او آماده ساخته است.

پیامبر اسلام (ص) میفرماید: کل المسلم علی المسلم حرام دمه و ماله و عرضه (مسلم) ریختن خون، خوردن مال و آبرو ریزی هر مسلمان بر مسلمان دیگر، حرام است. در حالی که در افغانستان جهاد به منظور اعلای کلمة الله و تحکیم دساتیر الهی و ارشادات رسول الله آغاز گردید و متأسفانه بیشترین پیامدش در بسا موارد در زمان جهاد و پس از آن، معکوس برآمد و حتی باعث بد بختی بیشتر مردم گردید که تا کنون به پیامد منفی آن دست و پنجه نرم میکنند. البته تکرار باید کرد که این پیمودن خلاف جهت دساتیر الهی و ارشادات نبی کریم از تفسیر و تعبیر­های منفی بعضی از علمای درباری احزاب و گروهای جنگی سرچشمه گرفته است که حتی صدای طبل شان حال هم در جمع مخالفین بیرون از نظام و در جمع موافقین در داخل قیمومیت نظام و حتی در ساختار نظام هم به نحوی وجود دارد و شنیده میشود.

ادمه دارد.....

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۸ساعت 11:45  توسط عبدالحق حقجو  | 
  بالا