چشم اند از نو
 
 
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی
 

انحلال و لغو اردوی افغانستان با روی کار آمدن حکومت کمونستی آغاز گردید؛ زیرا مردم به شور و شوق دفاع از وطن با 22 ساله شدن با افتخار و علاقمندی به صفوف نیروهای امنیت روی میآوردند، و دو سال را بدون هیچ گونه معاش در هر گوشه که مسئولین ذی­صلاح لازم میدیدند، وظیفه اجر می کردند. اما با ریشه گرفتن حکومت کمونستی جوانان نه تنها به صفوف نیروهای امنیتی نمی پیوستنند؛ بلکه خدمت در آن را در تضاد با دین، با ورها و منافع وطن خود، فکر می کردند.

حکومت کمونستی برای جلوگیری از کمبود در صفوف نیروهای تحت اثرش به جذب جوانان از طریق زور و رهایی جوانان از محابس به شرط خدمت در صفوف نیروهای تحت اثرش دست یازید و از طرف دیگر تشدد نظام کمونستی باعث گردید تا تعداد از کدرهای نظامی توسط این نظام کشته شوند، فرار کنند و یا حد اقل به بند کشیده شوند و بیشتر صفوف رزمشی خود را با نظامیان کورسی و ورکشاپی اداره می کردند. (از لحاظ معنوی و مسلکی اردوی کشور با روی­کار آمدن حکومت کمونستی از بین رفته و پاشید)

انحلال اردوی ملی از لحاظ ساختاری با ملیشه سازی حکومت کمونستی اعلان و با تجاوز شوروی به افغانستان به اتمام رسید و این خیانت جبران نا پذیر یک واقعیت مسلمی است که با روی­کار آمدن حکومت مجاهدین متأسفانه صورت گرفته بود، سقوط و اسارت خود داکتر نجیب در اصل نتیجه همین امر بود و پیامدش تاکنون جبران نگردیده است و هر روز از مردم ما قربانی می گیرد.

در سال 1382 مجلسی به حضور همه رهبران مجاهدین تحت قیادت استاد پروفیسیور برهان الدین ربانی در هوتل زنبق طلائی که در چوک زنبق (چوک سالم ایزدیار) واقع بود، به راه افتید و در آن مجلس استاد برهان الدین ربانی، استاد عبدالرب رسول سیاف و آیت الله شیخ محمدآصف محسنی، ضمن یادآوری از رشادت های دوره جهاد، به کم کاری های دوره جهاد برای پسا پیروزی حرف زدند و از ظاهر و لابلای حرف های رهبران به ویژه شیخ محسنی و صحبت های انتقادی محمدعلم ایزدیار فعلا نائب اول مجلس سنا و عبدالشکور واقف حکیمی وکیل مردم بدخشان در مجلس نمایندگان، مفهوم بود که کاستی و کوتاهی و نبود عدم برنامه مؤثر و کارا برای پسا پیروزی مجاهدین را پذیرفتند و تأکید به مبارزات سیاسی دوره جدید را فرصت خوب برای مردم افغانستان به ویژه جوانان خواندند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۸ساعت 9:44  توسط عبدالحق حقجو  | 

رهبران گروه های محتلف افغانستان بدون در نظر داشت اصول دینی در پی کسب قدرت از راه های ممکن بوده و از هیچ اقدام در این زمینه دریغ نکرده و به قیمت جان هزاران جوان مسلمان افغانی تحت شعارهای دینی و باورمندانه، قومی و سمتی به کسب قدرت پرداختند و می پردازند.

این در حالیست رسول خدا(ص) میفرماید: اِنَّ اَخوَنُکُم عِندَنَا مَن طَلَبَ. هرآینه نزد ما خاین شما کسی است، که طلب " قدرت ومسئولیت" نماید. و در نصحت برای اباذر رسول الله(ص) میفرماید: لاَتَسئَلُ الاِمَارَةَ فَاِنکَ اِن اُعطِیتَهَا عَن مَّسئَلَةٍ وُکِّلتَ اِلَیهَا وَاِن اُعطِیتَهَامِن غَیرِمَسئَلَةٍ اَعنَت عَلَیهَا  «متفق علیه»

طلب امارت ومسئولیت نکن، در صورتیکه مسئولیت به طلب شما داده شود؛ در پیشبرد آن تنها خواهی ماند و اگر بدون طلب مسئولیت به شما محول شد؛ در آن راستا کمک خواهی شد.

موضوع طلب قدرت در روزگار و زندگی ما بیشتر از پیش بر و برج پیدا کرده و حتی خانواده های رهبران در کشور ما در همه امور پر منفعت کشور با دست اندازی ویژه خود دسترسی پیدا کرده اند. چون مقرری ایشان در مقامات بلند دولتی در داخل و خارج و تأمین ارتباطات شان با حلقه ها و ساختارهای مافییایی قدرت در کشور.

این ها در طلب قدرت کم از یکدیگر نیستند؛ زیرا هر یک به یک جناح از بیرون وابسته اند و حتی بیشتر شان تابعیت یک کشور خارجی را نیز دارند. و با احساس افتیدن شان از قدرت کشور متبوع دومی دست و پاچه شده و در پی جاگزینی وی می برآید و این روند را کشورهای بیرونی از طریق رهبران و فرزندان و وابستگان آنان زنده نگه داشته اند.

از طرف دیگر قوانین افغانستان نیز در این زمینه کدام محدودیت لازم و عملی را در خود ندارد و توقع اصلاح قوانین نیز تا کنون به نسبت در قدرت بودن همچون مردم، منتفی به نظر می رسد.

رهبران گروه های محتلف افغانستان بدون در نظر داشت اصول دینی در پی کسب قدرت از راه های ممکن بوده و از هیچ اقدام در این زمینه دریغ نکرده و به قیمت جان هزاران جوان مسلمان افغانی تحت شعارهای دینی و باورمندانه، قومی و سمتی به کسب قدرت پرداختند و می پردازند.

این در حالیست رسول خدا(ص) میفرماید: اِنَّ اَخوَنُکُم عِندَنَا مَن طَلَبَ. هرآینه نزد ما خاین شما کسی است، که طلب " قدرت ومسئول" نماید. ودرنصحت برای اباذر رسول الله(ص) میفرماید: لاَتَسئَلُ الاِمَارَةَ فَاِنکَ اِن اُعطِیتَهَا عَن مَّسئَلَةٍ وُکِّلتَ اِلَیهَا وَاِن اُعطِیتَهَامِن غَیرِمَسئَلَةٍ اَعنَت عَلَیهَا  «متفق علیه»

طلب امارت ومسئولیت نکن، درصورتیکه مسئولیت به طلب شما داده شود؛ در پیشبرد آن تنها خواهی ماند واگربدون طلب مسئولیت به شما محول شد؛ درآن راستا کمک خواهی شد.

موضوع طلب قدرت در روزگار و زندگی ما بیشتر از پیش بر و برج پیدا کرده و حتی خانواده های رهبران در همه امور پر منفعت کشور با دست اندازی ویژه خود دسترسی پیدا کرده اند. چون مقرری ایشان در مقامات بلند دولتی در داخل و خارج و تأمین ارتباطات شان با حلقه ها و ساختارهای مافییایی قدرت در کشور.

این ها در طلب قدرت کم از یکدیگر نیستند؛ زیرا هر یک به یک جناح از بیرون وابسته اند و حتی بیشتر شان تابعیت یک کشور خارجی را نیز دارند. و با احساس افتیدن شان از قدرت کشور متبوع دومی دست و پاچه شده و در پی جاگزینی وی می برآید و این روند را کشورهای بیرونی از طریق رهبران و فرزندان و وابستگان آنان زنده نگه داشته اند.

از طرف دیگر قوانین افغانستان نیز در این زمینه کدام محدودیت لازم و عملی را در خود ندارد و توقع اصلاح قوانین نیز تا کنون به نسبت در قدرت بودن همچون مردم، منتفی به نظر می رسد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۸ساعت 9:28  توسط عبدالحق حقجو  | 
  بالا