چشم اند از نو
 
 
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی
 

یاد داشت: این چپتر درسی در سمستر اول بهاری سال 1402 انستیتوت تکنالوژی کمپیوتر با ایزاد و حذف در برخی از مباحث ترتیب گردیده است:

اساتیدی زیادی عین مفهوم را نوشته اند و دیپارتمنت ثقافت اسلامی کابل نیز هر چند سال بعد با کمی ایزاد و تجدید نظر عین مضمون را با همین مطالب به نشر می سپارد.

اما اصل نوشته نمیدانم به کی کسی میرسد، امید الله همه ما را در اجز و ثواب سهیم سازد.

قسمت اول:

ثقافت اسلامی

مقدمه: ثقافت حاوی ارزشها و مفاهیمی است که تمام زندگی امت اسلامی (چون دین، زبان، تاریخ، مدنیت،‌ عبادت، مناسک، علم، حکمت، فنون، ادبیات، سیر و سیاحت، امور زندگی، حقوق، عدل و انصاف، رسم و رواج) همه را در بر می‌گیرد. به این مفهوم اسلام هم دین است و هم ثقافت و یا دین و ثقافت مفهوم واحد از اسلام اند.

اهمیت ثقافت اسلامی: ثقافت به مثابه دین و اسلام به زندگی انسان مسلمان مفهوم می‌بخشد و تعلیم و تعلم آن به شکل اکادمیک مسلمان را الگو و نمونه شخصیت های بزرگ دینی می‌سازد.

تعریف ثقافت اسلامی: علما برای ثقافت به عنوان یکی از مقوله‌های اجتماعی تعاریف متعددی چون تهذیب و تربیت و خردمندی و راست نمودن چیز کج بیان کرده اند و در کشورهای عربی بیشتر به معنی و مفهوم فرهنگ استفاده می‌شود.

  1. در لغت: بمعنی داشتن مهارت در علوم، فنون، معارف اسلامی، می‌باشد.
  2. در اصطلاح: ثقافت اسلامی عبارت از: شناخت ضرورت های اعتقای، عبادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ادبی است که بصورت غیر تخصصی تعلیم آن وجیبه‌ی هر فرد مسلمان می‌باشد.

ویژه گی های ثقافت اسلامی:

  1. آیین الهی و ربانی است: صبغة الله و من احسن من الله صبغة و نحن له عابدون.
  2. دارای ساحه و کرانه گسترده است: ان الله بعثنا لنخرج الناس من عبادت العباد الی عبادة الله وحده و....
  3. جهان شمول است: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و.....
  4. کامل و فراگیر است: 1- امور عقیدتی (چون چگونگی رابطه انسان با خالق و هستی و برزخ) 2- احاطه تمام زندگی انسانی از جنین بودن گرفته تا دفن و 3- شریعت اسلامی قانون کاملی است که کلیه قوانین وضعی بشری را شامل می‌باشد.
  5. متوازن و متعادل است: (چون توازن و تعادل میان حقوق و مسئولیت ها.)
  6. ایجابی و مثبت گراست: کنتم خیر امة اخرجت للناس ....
  7. واقعیت گرا است: (چون وضع قوانین درخور انسان بحیث انسان است.) با در نظر گرفتن جوانب قوت و ضعف انسان‌ها.

منابع ثقافت اسلامی

تمام امورات و تعالیم ثقافت اسلامی مشتق وبرگرفته از دو منبع کتاب الله وسنت رسول الله می‌باشد:

  1. کتاب الله (قرآن کریم): کتاب الله و قرآن کریم به عنوان نخستین منبع رهنما در همه مسائل و نظم جامعه بشری بوده و تمام ابعاد زندگی دینی را در خود گنجانیده است. و می‌فرماید: وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ (الأنعام: ٥٩)

ترجمه: کلیدهای غیب‌، به نزد اوست؛ جز او، [کسی] آنها را نمی‌داند. و میداند آنچه را که در خشکه و دریاست است، و هیچ برگی (از درختی) نمی‌افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانه‌ای در تاریکیهای زمین [نمی‌افتد] و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد، جز اینکه در کتاب آشکار (روشن) ثبت (نوشته) است.

  1. سنت (حدیث نبی کریم): حدیث و سنت نبی کریم به عنوان دومین منبع با تبیین و توضیع و تفسیر دساتیر قرآن کریم و بیان مسائل دینی متضمن سعادت دنیا وآخرت مسلمانان می باشد. چنان که رسول الله می‌فرماید: ترکت فی کم امرین، لن تضلوا ما تمسکتم بهما، کتاب الله و سنتی.

ترجمه: بین شما دو چیز (کتاب الله وسنت خود) را گذاشتم، مادامی‌که بدان دو تمسک و چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد.

علمای اسلامی علاوه برمنابع سوم وچهارم ثقافت اسلامی (اجماع و قیاس) از مجموعه داشته‌های ارزشمند تاریخی به عنوان چشمه‌های زلال و پایه‌های وسیع اساس، مظاهر و جلوه‌های تمدن اسلامی می‌خواند.

  1. اجماع امت به چهار قسم است:

اول: اجماع صحابه: بر امر جدید و پیش آمده، چون اجماع علمای صحابه به خلافت ابوبکر صدیق (رض).

دوم: اجماع بعضی صحابه کرام: در مورد امری و سکوت باقی که (اجماع سکوتی) نیز گفته میشود، چون اجماع بر جنگ علیه منکرین زکات در زمان خلافت حضرت ابوبکر (رض)

اجماع علمای امت: این اجماع در اموری که حداقل قول سلف در آن مورد نباشد، صورت میگیرد.

اجماع علمای امت: بر تأئید بر قول یکی علمای سلف.

  1. قیاس:

قیاس هنگامی ضرورت می‌افتد که هیچ نوع حکم از اجماع هم برای امر جدید و پیش‌آمده موجود نباشد.

چون: تبادله گچ و چونه چه به پیمانه باشد یا به وزن که قیاس به گندم و جو می‌شود.

اهداف ثقافت اسلامی

ثقافت اسلامی در سال 1374 هـ.ش. برای اولین بار در نصاب تعلیمی پوهنتون پلتخنیک و سپس به تمام دانشکده دانشگاه‌های کشور گشترش یافت. البته منظور از گنجانیدن ثقافت در نصاب تحصیلی افغانستان این بود که هر تحصیل یافته این کشور اسلامی مسایل دین و عقیدتی خود را بطور اکادمیک و علمی بیاموزد.

علما و دانشمندان برای ثقافت چهار هدف بزرگ را مشخص و تعین کرده اند:

  1. فهم درست از عقیده اسلامی:

هدف اولی ثقافت اسلامی آموزش درست عقیده اسلامی است که اساس و زیر بنای آن را توحید تشکیل میدهد. بیشترین سعی و تلاش دین اسلام برای آگاهی انسانها و تبیین حقیقت و دوری آنها ازاوهام و خرافات و جمود فکری، می‌چرخد.

دین اسلام عقل و خرد را میزان برای پذیرش هرچیز قبل از عقیده بر آن قرارداده است؛ چنانکه الله (ج) می‌فرماید: أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَىٰ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ (رعد، 19) ترجمه: آیا کسی که می‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده حق است، همانند کسی است که نابیناست؟! تنها صاحبان اندیشه و خرد پند پذیر می‌شوند.

و می‌فرماید: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ (زمر، 9)

ترجمه: بگو: آنان‌که می‌دانند و آنان‌که نمی‌دانند برابر اند؟ تنها خردمندان پند پذیر اند.

  1. فهم درست عبادات:

در آموزه‌های دین اسلام عبادات منحصر و مختص برای الله می‌باشد و ادای آن برای غیر الله دانسته و نادانسته شرک و کفر تلقی می‌گردد. لهذا تعلیم و دانستن مفهوم درست عبادات و اقسام آن از ضرورت و ملزومات اولیه دین محسوب می‌گردد.

عبادت در لغت: خضوع، خشوع و فروتنی و فرمان برداری است.

عبادت در اصطلاح: عبارت است از: هر عملی که در آن نهایت درجه خضوع و فروتنی و فرمان برداری با نهایت درجه امید و محبت جمع شود می‌باشد.

عبادت به دو معنی آمده است، خاص و عام:

عبادت به معنی خاص: منظور از آن اعمال ویژه‌ی چون: نماز، روزه، زکات، حج، ذکر، قربانی، ذبح، نذر و طواف است که انجام آن برای غیر الله شرک است.

عبادت به معنی عام: تمام ابعاد زندگی اسلامی را در بر می‌گیرد و هر گفتار و کردار دینی و دنیوی را که آشکار و پنهانی جهت کسب رضا و خوشنودی پروردگار انجام شود، شامل می‌گردد.

تذکر: بعضی عبادات را به معنی خاص آن محدود نموده و آن را در انجام (نماز روزه، زکات و حج) منحصر می‌کنند. این در حالیست که خداوند(ج) هدف آفرینش جن و انسانها را تحقق عبودیت و بندگی خوانده و می‌فرماید: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (ذاریات، 56) ترجمه: من جنّ و انس را نیافریدم مگر برای عبادتم.

اگر به زعم آنان عبادت در (نماز روزه، زکات و حج) منحصر گردد، این امر نه به زندگی انبیاء (ع) - که در پهلوی دعوت و عبادات به کارهای شخصی و دنیوی می‌پرداختند- همخوانی دارد. و نه در واقعیت زندگی امکان پذیر است. بلکه از آیت متذکره استنباط می‌گردد که انسان مکلف به تنظیم امور زندگی و دنیوی خود مطابق به اوامر و دساتیر الهی در پهلوی عبادات مخصوص پروردگار می‌باشد. و الله را در همه اقوال و افعال و امور زندگی خود حاضر و ناظر دانسته و کسب رضاء و خوشنودی آن را غایت کوشش و تلاش های خود می‌خواند. چنانکه الله می‌فرماید: قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (انعام، 162) ترجمه: بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگی و مرگ من، همه برای خداوند و پروردگار جهانیان است.

  1. تربیت شخصیت برتر اسلامی:

ثقافت اسلامی به عنوان محور و قلب آموزه‌های تعلیمی کشورهای اسلامی می‌باشد، تا هرجوان مسلمان موفق به تنظیم امور زندگی خود در چارچوب دساتیر الهی و ارشادات نبی‌کریم (ص) گردد.

و از طرف دیگر بتواند ضمن استواری و مقاومت در مقابل دسایس پیدا و پنهان دشمنان اسلام، مسئولیت دعوتی خود را به عنوان یک مسلمان تربیت یافته و واقعی ادا نماید.

قرآن‌کریم می‌فرماید: كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ (آلعمران، 110) ترجمه: شما بهترین امتی بودید که برای دعوت انسانها آفریده شده‌اید، [تا] امر به معروف و نهی از منکر کنید.

  1. دفاع از معتقدات اسلامی:

هر جوان مسلمان، مسئولیت دارد تا بداند که قبل از هر مقام و لقب کسبی، چون: (انجینر، داکتر، ژورنالیست، فارمسست، وترنر، زراعت دان، میخانیک، جامعه شناس، فلسفه دان، حقوق دان و هنرمند باشد) مسلمان است.

مسئولیت دعوت رسول الله (ع) به عنوان آخرین پیامبر و خاتم انبیاء،‌ بعد از رحلت وی به مسلمانان تکیه کرده و هر مسلمان مسئول نشر و اشاعه‌ی عقاید و باو‌رهای دینی بوده و دفاع از معتقدات و شعایر دینی وجیبه آن می‌باشد.

قرآن‌کریم می‌فرماید: وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (آلعمران، 104) ترجمه: باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند و آنها رستگارانند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۳ساعت 21:46  توسط عبدالحق حقجو  | 
  بالا