چشم اند از نو
 
 
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی
 

جهاد ومبارزه برحق مردم افغانستان، علیه حکومتهای کمونیستی وحامی بزرگ آنها شوروی سابق- که تجاوزودست یازیش درامورکشورما، باعث تمام بد بختی های سه دهه اخیر گردید- بمنظورآرزو وآمالی بوده، که تا کنون نه اینکه چند ویا یکی ازاین آرزوهای مردم این مرز وبوم برآورده نشده؛ بلکه برعکس درتمام ابعاد زنده گی خود، اتباع این کشور، چه گروهی وچه فردی - درداخل وخارج - سیرنزولی را می پیمایند.

اگرمنافع عمومی مردم افغانستان را به محاسبه بگیریم، جز30% ازمنافع مادی ومعنوی مردم ما، مورد آماج قرارنگرفه؛ بلکه باقی 70% آن- دراثر یورشهای نظامی وسیاسی ازخارج وجنگهای داخلی - روبه انحطاط بوده، که این پدیده؛ یعنی انحطاط  درهمه ی ابعاد جامعه ما نه اینکه جا افتاده؛ بلکه روز بروز برشد وتوسعه اش - در زنده گی اجتماعی واقتصادی مردم ما- می افزاید.

انحطاط در حوزه ی امنیتی:

در حوزه حکومت داری- قطع نظر ازکاستی سیاسی دولت مردان وقت - کشورما، دارای اردو ونظام بود، که درتحت چترآن از آرامی نسبی برخوردار بوده وحد اقل نیازمندی در تأمین امنیت خود به اردوی بیگانه نداشتیم.

احساس نبود اردوی ملی کافی، در شرایط فعلی برای بهبود امنیت سراسری، یکی ازجمله موارد است، که تاکنون علی الرغم مساعی جامعه جهانی، سرازیر شدن ملیاردها پول وحضور نیروی امنیت 42کشور به رهبری امریکا دراین کشور، نه اینکه نتوانسته است خلای بوجود آمده - نبود اردو، که نا شی ازتجاوز ودست یازی شوروی سابق درامورسیاسی کشورما گرفته، تا جنگهای تنظیمی وحاکمیت طالبان - را پرنماید؛ بلکه این کشور را بیشتر ازپیش به تاریکی امنیتی، سوق خواهد داد.

این موضوع درحالی مطرح میشود، که ازیک طرف حضور نیروهای خارجی برای جلوگیری کشورازسوق دوباره اش، به جنگهای ذات البینی ضروری پنداشته میشود وازطرف هم حضورنیروهای یاد شده، معضله بزرگ به حریمهای امنیتی، دینی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و... کشورما، چون موارد ذیل، خلق کرده است.

1-             ازآوان ورود نیروهای خارجی به این طرف چه درجریان عملیات این نیروها علیه طالبان وهمکارانشان وچه بعد از آن، موارد زیاد از بخاک وخون تپیدن مردم عادی هم وطن خود را درولایات مختلف، شاهد بودیم.

2-             چندین مورد از تعذیب هموطنان ما، توسط خود نیروهای خارجی ثبت وافشأ گردیده وازعملیات های خود سرانه شان، که تمام مردم وحتی رئیس جمهور ما، به ستوه آمده، چه حاجت بیان.

3-             صدها هم وطن ما به ناحق، در پیوند به جرم همکاری با این نیروهای خارجی، توسط طالبان قربانی شدند.

4-             صدها مورد ازانتحار - بمنظورنشان گرفتن نیروهای خارجی - جان هزاران هموطن ما را در ولایات ومرکز، گرفت.

5-             دها صدها مورد از به بند کشیدن هموطنان ما، به اتهام ارتباط با طالبان توسط نیروهای خارجی وداخلی همه مسائل بوده، که امنیت روانی مردم ما سلب کرده است.

6-             گشت وگذار زورمندانه ی نیروهای خارجی یکی ازمشکلات دیگری درمرکز وولایات است، که در ده ها موارد، مردم بیگناه ما را به زعم انتحاری نشان گرفته اند.

7-             سلب امنیت روانی همه مردم ما درکل، بویژه شکنجه وسلب امنیت ژورنالستان، توسط خود دولت ونیروهای خارخی حامیی دولت، معضله ایست، که دیموکراتی این دولت را، زیرسوال میبرد. چه رسد به مخالفین، که آنها به شیوه های فجیعانه، به قتل میرسانند.

انحطاط حوزۀ فرهنگی:

حوزه فرهنگی ما، گرچه به حدی نیازمندی آن زمان کشورمان هم نبود؛ ولی به قدری زمان کنونی هم، تحت هجوم فرهنگی مردمان بیگانه قرار نگرفته بودیم.

در این حوزه از رسانه ها گرفته تا تمام شاخه های این حوزه همه وهمه به نوع فرهنگ زده شده اند؛ یعنی تحت تأثیر فرهنگ های بیگانه رفته اند. بطور نمونه:

1-     رسانه های کشور ما اعم ازسمعی وبصری بیشترازاینکه برنامه های تعلیمی مطابق استندرد های فعلی دنیا را - برای طیف های مختلف جامعه ی ما - درپیش گیرند، بجای آن برنامه های انحرافی را، که اصلاً همخوانی به برداشت های دینی وملی ما ندارد، انعکاس میدهند.

2-     ورود هنر پیشه های هموطن ما ازدیار مهاجرت، باذوق وعلاقه های متفاوت، که - این ذوق های واردشده- حتی نه اینکه در رشد وتعالی هنر ما را کمک نمیکند؛ بلکه هویت هنر داشته ما ر هنوزکم رنگ میسازد.

انحطاط حوزه اجتماعی:

مسائل اجتماعی درهمه کشوری رو به توسعه وانکشاف می باشد؛ ولی پالایش، انکشاف ورشد مسائل اجتماعی، درهرجامعه ی رو به انکشاف، درحیطه وچوکات قوانین پزیرفته شده ی آن جامعه، صورت میگیرد وتخطی از آن، جرم پنداشته میشود.

داشته های اجتماعی ما؛ چون: غرور افغانی، بیگانه ستیزی وسائر افتخارات اجتماعی ما، بعد از انقلاب با زور وتزویر ازما، گرفته شد. نعوذوا بالله، گوئی در بیان غیرتمندی سرزمین ما، که در حدیث پیغمبراسلام(ص) آمده، حکمت وجود نداشته است.

به هرصورت تخطی ازقوانین وفراموشی داشته های اسلامی وافغانی ما، موضوعات اند، که هویت ملی واسلامی ما را مخدوش کرده وحتی در حدی که نیروهای بیرونی وبین المللی مستقردراین کشور، در داخل کشورما، نه تنها به داشته های ما، ارج نمیگذارند؛ بلکه صدها مورد ازهتک حرمت وتلاشی های خود سرانه ازخانه ها وخانم های هموطن ما، را درولایات ومرکز، ثابت می نماید.

مشت نمونه خروار، نکات آتی، که انحطاط وعقب گرائی اجتماعی ما را وانمود میسازند، تذکرمیدهم:

1-     چیزیکه ازصدر جهاد افغانستان، تاکنون چون ماتم مردم با احساس ما را میرنجاند، مسئله ی بازیچه قرار گرفتن تعداد وافر از خانم های کشورماست، که بیسوادی، عدم آگاهی ازاحکامات دینی، فقر، بیکاری ومجبوریت های مهاجرت، آنها را به تن فروشی وغیره واداشته است.

2-     موضوع درد آوردیگر، عقد صدها دختر هموطنی افغان ما ست، که از اتباع کشورهای اسلامی گرفته تا کشورهای غیراسلامی، همه با فریب دهی شان، دختران معصوم ما را به عقد خود درآوردند، ودرمقاطع مختلف همسران خارجی شان - آنها را حتی با فرزندان نسبی شان - رها کرده وراهی وطن خود شدند. 

3-     تعمیم فساد در ادارات دولتی مورد استکه مردم ما چه، که جامعه بین المللی را نیز به ستوه درآورده است.

4-     سوء استفاده ازتخنیک وارد شده وجدید؛ چون: استفاده از انترنیت، مبایل و...موارد اند، که میتوان به آن انگشت گذاشت.

5-     شیوع امراض ساری؛ چون: H I V ایدز، یکی از زمره معضلاتیست، که ازدیاد تلویث جامعه ما به آن، در بیکاری وفقرش متصور بوده وزنگ خطریست، که تمام جوامع بشری درجلوگیری ازپیشرفت آن، جانمانده اند.

انحطا ط درحوزه ی سیاسی:

در حیطه ی سیاسی حضورمردم ما، همیشه نمادین بوده وتأثیر چندانی در این حوزه نداشته اند؛ ولی علی الرغم نمادین بودن حضورشان درمسائل سیاسی درزمانهای گذشته، به حدی فعلی، حضوربهمی مردم درتصمیم های سیاسی ملموس نبود وبا وجود عدم حضور مردم به پیمانه وسیع؛ چون: انتخابات گذشته ی ریاست جمهوری در 1383خ. وشورای ملی وشوراهای ولایتیی ولایات،در1384خ. به اندازه کنونی بی تأثیر نبودند.

نمونه های ازانحطاط دراین حوزه را به طورمختصر به ببیان میگیرم:  

1-     حضورجیوپولیتیکی افغانستان، یکی ازجمله مسائل بوده، که باعث شده، این کشور بارها دست خوشی تحولات ودگرگونی ها قرارگیرد. این مسئله به بهانه های مختلف، گاهی در قالب توسعه جوئی اجانب، باری در بستر استقلال طلبی وگاهی هم در محور دین، براه می افتید. رهبران وقائدین این مرز وبوم خود شان هیچگاه به فکر حفظ وتوسعه منافع مردمی نه اینکه نه افتیده اند؛ بلکه حاملین این مفکوره را به بهانه های مختلف به بند میکشیدند.

2-     مداخله خارجی ها، مشکلی دیگر بوده، که صراحت مداخله شان، ازچند دهه به این طرف ازهیچ صاحب درک پنهان نبوده است ودر نظامهای قبلی به اندازه جرأت را درمداخله به امورکشورما نداشتند.

3-     وابسته گی رهبران سیاسی این کشور، یکی ازجمله موارد است، که ازحضور سیاسی کشورما در سطح بین المللی کاسته ولطمه ی به پیکره سیاسی کشورما وارد کرده است.

4-     قانون شکنی مراقبین تطبیق قانون اساسی وقوانین دیگر وساختارغیرقانونی ارگان قانونگذار، مورد دیگریست، که بُعد سیاسی دولت را در داخل کشور لطمه وارد کرده وانتخابات وکاربردهای مشروعیت دولت را حیله ی بیشتر، معرفی نمیکند.

ازسوی دیگر مخالفین دولت ازاین خلأ سوء استفاده کرده، قوانین موضعه ی دولت را برای مردم با زیچه وکاربرد فریب دولت، انعکاس میدهند. 

انحطا ط درحوزه ی اقتصادی:

 گرچه گذشته ها هم اقتصاد کشورما به پیمانه ی کشورهای پیشرفته نبود؛ ولی به حدی کنونی هم علی الرغم عدم امنیت ومسدودیت شاهراها به پای تخت قیمتی وبی پولی به حدی فعلی ملموس نبود.

حوزه اقتصادی کشورما، که نظربه سرازیر شدن ملیون ها دالرامریکائی، توقع میرفت، بهترازهمه ابعاد دیگر جامعه مان، رشد قابل ملاحظه ی داشته باشد، نه اینکه رشد نکرد؛ بلکه رکود دراین حوزه باعث نگرانی دولت گردیده است.

علت این همه میتواند، نکات زیرباشد:

1-     عدم موجودیت سیاست اقتصادی لازم درنظام شاهی وقت.

2-     فقر، بیکاری وعدم کار زائی دولت به پیمانه وسیع وفراگیر، که باعث مهاجرت مردم ما به کشورهای خارج گردیده - گرچه این موضوع درکشور ما دارای ریشه ی سابقه بوده - مسئله ایستکه علی الرغم مشلات متعدد؛ چون: بازداشت شدن، به عنوان مهاجر غیرقانونی، پرداخت مزد کم و... مردم ما را، میآزارد.

3-     عدم موجودیت سیاست اقتصادی دولت فعلی، مطابق به وضع اقتصادی مردم وآگاهی تجارکشور؛ یعنی قانون اساسی دولت را مکلف به تشویق، حمایت ومصئونیت سرمایه گزاری، مبتنی برنظام اقتصادی بازار میداند. مطابق به وضع اقتصادی کشورما نبوده ونیست.

4-     عدم حس وطندوستی تجار ومالکین تجارتگاه ها، که تجاردوچند قیمت تام شد، جنس را به بازار عرضه میدارد ومالکین تگارتگاه ها هم کرایه منازل ودواکین را، تاحدی ممکن با لامیبرند.

5-     ضعف وناتوانی مسئولین بررسی وکنترول قیم، این ضعف میتواند درعدم بازرسی شان به متخلفین ویا در نبود اجراءات شان، طبق قانون باشد.

انحطاط درحوزه ی دینی:

مسئله ی که دراین دهه درد آورتر نسبت به همه موضوعات موجود درجامعه ما است، مسئله ی انحطاط حوزه ی دینی کشورماست، که این حوزه درهمه کشورهای اسلامی نظر به کشورما بهبود یافته وحتی درکشورهایکه ازنظر تخنیک پیشرفته اند، دیدگاه اسلامی روز بروز جا می افتد، واسلام در آن کشورها درحال شکل گیری ورشد است.

متأسفانه کشورما - با آنهم که سابقه دینیش به چهارده صدسال میرسد - نه اینکه حوزه دینیش علی الرغم سابقه دینی ما رشد نکرده وروبه بهبود نبوده؛ بلکه به یک انحطاط نافرجام روبروشده، که جبران این عقب گرائی فراگیردینی درکشورمان، نا ممکن خواهد بود.

عقب گرائی فراگیردینی درکشورما ناشی است از:

1-     فقرکشورما، نبی کریم (ص) میفرماید: کاَ دَالفَقرُ یَکُونُ کُفراً. « نزدیک فقر کافرگرداند، صاحبش را.» که این عامل بزرگ درهمه ابعاد جامعه ی ما سایه افگنده وما را به نمونه زنده ی «عقب گرای فراگیر» در دنیا تبدیل کرده است؛ یعنی درتمام ابعاد، سیاسی، امینیتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی ودینی چتر انداخته است.

2-     عدم توجه نظامهای قبلی بدین وآگاهی دینی، یکی ازعلت های بوده، که باعث عقب مانی ما از چند دهه به این طرف گردیده است.

3-     مهاجرت های تحمیلی علت دیگری بوده، که باعث عقب مانی تعداد ازمردم ما درحوزه ی دینی چه ! که باعث بیدینی وحتی سبب گرویدن شان بدین نصرانیت و... گردیده است.

4-     تأسیس مؤسسات بیشمار به منظور تبلیغ نصرانیت وحتی جرأت دهی وحمایت علنی آنانیکه بدین نصرانیت میگروند.

5-     عدم تطبیق شرع اسلام باعث وعلت دیگری بود، که ازیک طرف به مرتکبین این روند جرأت داده، تا به بدون هراس مبلغین نصرانی به تبلیغ خود ادامه داده ومنتصرین «نصرانی شونده گان» اعلان نصرانی شدن خود را نمایند.

6-     نمایش دهی فلم های مبتذل توسط عده از رسانه ها، با استفاده از آزادی بیان ودموکراسی نوزاد در افغانستان.

قطع نظر ازسرمایه گزاریهای شخصی با امکانات داشته ی این دولت - چون: موجودیت قوای امنیتی بین المللی وکمک های اقتصادی جامعه بین الملل - درهفت سال گذشته، میتوان گفت، که نتائیج چشمگیر نه اینکه رونما نگردیده؛ بلکه همه ابعاد یاد شده در دولت فعلی، درمقایسه به جوی موجود سالهای گذشته رو برکود بوده واین معضل ناشی - ازعدم کارگزاری اهل کار بکار، نبود وذبح حس و وجدان ملی، عدم بررسی، نظارت وکنترول دولتی، موجودیت کشت وترافیک مواد مخدر، رشوت ستانی قضات وسارنوالان  وسرایت ویروس فساد پولی به N G O ها وحتی به نیروهای نظامی خارجی موجود درکشور- بوده است.

امید وارم، مسئولین در رابطه به کمی وکاستیهای موجود توجه نمایند وبا سعی وتلاش خود، کشور را به ساحل نجات ازاین بحران برسانند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۸ساعت 8:53  توسط عبدالحق حقجو  | 
  بالا