|
چشم اند از نو
|
||
|
دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی وتفریحی |
این نوشته را زمانی درسری دست گرفتم، که مسئولیت تصحیح وعلامت گذاری بخش فارسی، یکی ازنشریه- فصلنامه شورای- « پارلمان» را به عهده ام گذاشتند، وازیک طرف درکتب ونوشته های که بمنظور کسب بیشتر«دانش علامت گذاری» آن ها را مطالعه کردم، به سلیقه های مختلف برخوردم وازطرفی هم خوانش مقالات مختلف وناموزون رسانه ئی به روش علامت گذاری، باعث شد، همه این نوشته ها را بعد ازمطالعه دقیق توحید نمایم، تا باشد با استعانت وکمک همه مراجع ومأخذی، که مطالعه کرده ام، موانع یاد شده را، ازسر راه ویراستاران وخواننده های متون فارسی، برداشته باشم.
لذا این نوشته را تحت نگارش خود قرار دادم. گرچه پیشینه ی تاریخی علامت گذاری درمغرب زمین را، نمیدانم؛ اما این روش درشرق ازصدراسلام به این طرف جا افتیده وعلی (رض) برای وضع قواعد وضوابط – یکی ازبانیان نحو عرب– ابواسود دوئلی(رض) را وظیفه سپرد، تابرای درست خواندن، اصول نحو زبان عرب را تدوین نماید، که به کمک آن ضوابط تحریفی درقرائت ومفاهیم آیات پیدا نشود.
علامت های نوشتاری چون اشارات، حرکات وسکنات سخنور وصحبت کننده ویا مانند علایم واشارات ترافیکی، ازخود افادات ومعانی را ارائه میکند. ازهمین جهت نویسنده های معاصر رعایت این نشانها را، تأکید میکنند.
تفکیک معانی مختلف عده ی ازواژه ها وجملات را درنوشتار، تنها با نشانه گذاری مخصوص ورایج میتوان وانمودکرد؛ زیرا، کاربرد نشانه ها، انتقال آهنگ های گفتاری به نوشتاراست.
درمتون فارسی رعایتش بیشترازدیگر زبان های شرقی محسوس است وبدون کاربرد آنها، زمینه درک وتفکیک معانی متعدد یک واژه وجمله، برای خواننده ناممکن ویا دشوارخواهد بود؛ چون:
- پدر! نرگس ازشهرآمد؟
- پدر نرگس، ازشهرآمد؟
- پدر! نرگس ازشهرآمد(.)
- پدر نرگس، ازشهرآمد(.)
وهمچنان است جمله ی زیر، که معانی متفاوت را با نشانه گذاری افاده میکند؛ چون:
- مرد، خسته ازسفربازگشت(.)
- مرد خسته، ازسفربازگشت(.)
- مرد خسته ازسفر، بازگشت(.)
درزبان فارسی ازاین قبیل مثال ها بسیار بوده؛ چون:
- اگرامروزنمی آیی پس، فردابیا(.)
- اگرامروزنمی آیی، پس فردابیا(.)
و چون:
- بخشش لازم نیست، متهم زندانی شود(.)
- بخشش، لازم نیست متهم زندانی شود(.)
گرچه عمرعلامت گذاری، درزبان فارسی به بیشتر ازدوقرن نمیرسد؛ ولی به منظور فواید آتی ازعلامت گذاری استفاده می برند:
- ایجاد سهولت وراحتی درامر برقراری ارتباطات صحیح، ازدید گاه افهام وتفهیم.
- برای ارئه دقیق مافی الضمیر، فکرواندیشه ی نویسنده، برای خواننده.
- انتقال وانعکاس آهنگ های گفتاری به نوشتار.
- رفع پاره ی از ابهامها، پرازیت نوشتاری، لغزشها، وسوء برداشت های که در پیام، ناشی ازعدم انعکاس عناصر گفتاری در تحریر گردیده باشد.
- ایجاد جاذبه لازم در امرمطالعه.
- تصحیح کتب قدیمی وتبدیلی آن به سبک متداول روز.
رعایت این علایم - که برگرفته ازنویسنده گان مغرب زمین بوده- بخاطر فهم درست مطالب، راحتی دریافت مخاطب ازحد اکثر معنی ومفهوم پیام وجدائی جملات ازیکدیگر ضروری است.
ازخداوند(ج) آرزو میبرم، برای خواندن این نوشته، مثمر ونافع گرداند.
راهنمائی ها:
· تقسیمات یک موضوع درفارسی به بخشهای مختلف توسط حروف، به اساس ابجد صورت میگیرد.
· تمام علامات رایج درزبان فارسی را با رنگ آبی، بخاطر برجسته نشاندادن آنها- درمثالهای این نوشته- برای خواننده ذکر خواهیم کرد.
· شماره ها، اعداد وعلایم ارجاعی به منابع، بین کمانکها ویا قوس های هلالی- یکتائی، دراخیر پرگرافهای نقش شده، آورده میشود.
· ملحوظ داشتن حاشیه متن وفاصله ی کلمات درنوشتار، شرط اساسی نگارش است.
· مخففاتی اختصاری، که بعد از آنها نقطه می آید، همان نقطه نشان جدائی حروف اختصاری، ازبند بعدیش است.
· اشتباه درکاربرد نشانه ها، گاهی مطلب را بی معنی وگاهی هم خلاف خواست نویسنده، جلوه میدهد.
· قبل ازیعنی، مگر، بلکه وامثال اینها، که دربین جمله واقع میشود، سمیکولن(؛) وبعد آنها کامه(،) گذاشته میشود.
· تاریخ هجری شمسی ویا هجری قمری، به طرف راست، ومیلادی به سمت چپ نوشته میشوند.
· همه ی علامات رایج درنگارش زبان فارسی، باید، بدون فاصله به کلمه ماقبل خود نوشته شود وازکلمه مابعد فاصله داشته باشد.
· هرآن کلمه وجمله ی که به سبکهای مختلف نوشته میشود، باید ترجیح سبک داده شود، که آهنگ گفتاری کلمه درآن هویدا وظاهر گردد؛ چون:
- ولسی جرگه ی افغانستان.
- نماینده گان.
- نویسنده گان.
· نامهای مختلف نشانه های نگارش، در زبان فارسی را، بخاطر آشنائی هرچه بیشتر خواننده های عزیز، تذکرداده ایم.
گرچه، علامت های رایج در زبان فارسی نظر به زبان انگلیسی کم بوده؛ ولی رعایت آن نشانهای که لازمی پنداشته میشود، ذیلاً بیان میگردد:
پراگراف، Paragraph
یاد داشت:
· پاراگراف یا بند اول نوشته ها از قاعده ی پاراگراف ها، مستثنا است.
· پاراگراف، یا بند متن: شروع نوشته ی هربند متن، که ازجملات وابسته به هم تشکیل شده، باید به اندازه ی یک ونیم سانتی متر، به داخل صفحه نوشته شود.
(.) نقطه، Full stop, Point, Period
یاد داشت:
· نقطه های که به گونه مثال دراین نوشته بکارمیرود، با رنگ آبی، دربین کمانک های سرخ رنگ- برای برجسته نشاندادن- ذکرمیگردد.
(.) نقطه، برای توقف ودرنگ کامل، بعد از کلمات وجملات آتی، بکاربرده مشود:
الف) بعد ازجمله های کامل خبری که افاده ی یک مفهوم تام را نماید، گذاشته میشود؛ چون:
- احمد آمد(.)
ب) بعد ازجمله های انشائی، استفاده میشود؛ مانند:
- محمود، شاید مزار رفت(.)
ج ) بعد ازجملات امریه نیز نقطه ذکرمیشود؛ مانند:
- نظرتان را درمورد این کتاب بنویسید(.)
د ) پس ازحروف مخفف واختصاری که بیان گر نام اشخاص، سال ها، نام ادارات وکشورها باشد؛ مانند:
- ج(.) پایا
- ارسطومتوفی 322 ق(.) م(.)
- هـ(.) ش(.) (هجری شمسی)
- هـ(.) ق(.) (هجری قمری)
- ق(.) م(.) (قبل ازمیلاد)
- د(.) (دولت) ج(.) (جمهوری) ا(.) (اسلامی ) ا(.) (افغانستان)
هـ ) در پایان جمله ی اخیر دو ویا چند جمله کامل، که معطوف به (واو) ویا «نقطه ویرگول» باشند، می آید؛ نمونه:
- احمد مزارشریف رفت وجاوید کابل آمد(.)
- ازدروغ گویان بدم می آید؛ ازساده لوحان نفرت دارم (؛)راستگویان را دوست دارم(.)
و ) هرازگاهی دراخیر جمله های که استفهام وخبر در آمیخته باشد ویا پرسشی غیرمستقیم، می آید؛ مثل:
- مجاهدین چه فداکاری بی ریای داشتند(.)
- پرسیدن اوکتاب را خواند(.)
ز) بعد ازکلمات، بلی(.) نه(.) نخیر(.) نی(.) اطاعت(.) نیست(.) نوشتم(.) آمدم(.) آوردم(.) بگو(.) نمیدانم(.) و... بکارگرفته میشود ودرپاسخ جمله های پرسشی ویا امری آورده ارائه میشوند؛ چون:
پرسش (؟) پاسخ (.)
- - آیا امروزصنف دایراست؟ بلی(.)
- احمد آمد؟ نی(.)
- توقف کنید؟ اطاعت(.)
- نامه را نوشتی؟ نوشتم(.)
- پدرشما ازسفرتشریف آوردند؟ آمدند(.)
- کتاب مرا آوردی؟ آوردم(.)
- آمد؟ نه(.)
ح) پس ازحروف اختصاری که بیان گر سال ها، قوانین، نام ادارات وکشورها باشد؛ مانند:
- هـ(.) ش(.) (هجری شمسی)
- هـ(.) ق(.) (هجری قمری)
- ق(.) م(.) (قبل ازمیلاد)
ط) بعد از پی نوشتهای ارجاعی گذاشته میشود؛ چون:
بعد از شماره های رقمی، یا حروف ابجد وترتیبی گذاشته میشود؛ چون:
- 1(.) .... 2(.) ... .
- یک(.) ... یکم(.) ... .
- الف(.) ... ب(.) ... و... .
(،) کامه (ویرگول، سرکج، نشانه درنگ، توقف کوتا وسکته comma, Virgule,)
(،) کامه، این نشان توقف ودرنگ کوتا وسکته، دربین کلمات وجملات به منظورهای ذیل، بکارگرفته میشود:
الف) برای نشاندهی بریده گی های ساختارجمله های غیرمستقل، بکارمیبرند؛ مثل:
- حساب، به دینار؛ بخشش، به خروار.
- اگرامروزنمی آیی پس، فردابیا.
- اگرامروزنمی آیی، پس فردابیا.
- بخشش لازم نیست، متهم زندانی شود.
- بخشش، لازم نیست متهم زندانی شود.
ب) بخاطرجلوگیری ازتکرار(واو) عاطفه، دربین کلمات مترادف وهمنوع، بکار میرود؛ مانند:
نگارش بیروح، غیرهنرمندانه، بی تأثیر، یکنواخت، کسالت آور وناپسند است.
ج) درعطف بیان، استفاده میشود؛ چون:
- کابل، مرکزافغانستان، شهرزیبایی است.
- ناصرخسرو، شاعرآزاده ی خراسانی، اشعار زهد وپند بسیارسروده است.
د) برای جدائی دو کلمه مکرر، گذاشته میشود؛ چون:
- این موتر، موترشما است.
- آب، آب صاف وگوارا است.
هـ) پیش وپس از بدل استفاده میشود؛ مانند:
- فردا، سه شنبه، هرات میروم.
و ) درعبارتهای قید ساز بکار میرود؛ چون:
- اکرم، شتابان، به طرف مسجد رفت.
ز) بعد ازواژه های بلی، نه، نخیر، درست، نی، اطاعت و... که دراول جمله بیایند، بکارمیرود؛ چون:
- بلی، شما گفتید.
- نه، موجود نبود.
- نخیر، نیامده است.
- درست، کاربردش همین است.
- نی، نیست.
- اطاعت، انجام میدهم.
ح) بعد ازکلمات وجملاتی که تعریف، توضیح وتفسیر ضروری پنداشته شود، بکارمیرود؛ چون:
- نشانه گذاری، بخش مهم ازنگارش بوده، درهرحال ضروری است.
ط ) گاهی بعد ازواژه ها وجمله های خطابیه، استفاده میشود؛ چون:
- برادرعزیزم،
- برادرمهربانم،
- عزیزدلم،
ک) بین دوجمله ی که پایه وپیرو« مبتدأ وخبر» باشند؛ چون:
- نابرده رنج، گنج میسر نمیشود.
ل) برای جدائی بندهای مأخذ واحد، بکارمیرود؛ مثل:
- یمین، حسین، دستورنگارش برای همه، مؤسسه نشراتی حزب، ج. د. ا. 1364 هـ.ش.
غبار، غلام محمد، افغانستان درمسیر تاریخ، 1386 هـ. ش.
م) برای رفع اشتباه گذاشته میشود؛ چون:
- این، کتابِ مفید است.
(؛) سمیکولن ( ویرگول بانقطه، مفرز، نشانه درنگ متوسط ) Semicolon
(؛) کامه نقطه دار، این علامت به منظور توقف ودرنگ متوسط ویا بیشتر ازکامه وکمتر ازنقطه، وجای کاربردش موارد زیراست:
الف) این علامت درپایان جمله های زنجیری که ظاهراً مستقل ودرمعنی مرتبط باهم وپی هم در یک بند وپراگراف واقع شده اند، مورد استفاده قرارمیگیرد؛ مانند:
- ازشاگردان بازی گوش نفرت دارم؛ تنبلانش بدم میآید؛ ولایقانش را دوست دارم.
- میزان کارم امروز بیشتر ازدیروزبود؛ به طوری که ازخسته گی قدرت ایستادن ندارم.
ب) پیش ازکلمات، چون، مثلاً، مثال، مثل، نمونه، بگونه، مانند و...وکلمات که به منظور ایراد مثال بیاید، گذاشته میشود؛ چون:
- گذاشتن سمیکولن درقبل ازکلمات؛ چون: مانند و... لازمی است.
ج) برای جدائی معناهای مستقل، که تحت اعداد آیند توسط سمیکولن جدا میشوند؛ چون:
- پلان، پروژه وطرح؛ عقیده، مفکوره، نظر ومقصود.
د) پیش ازواژه های اما، زیرا، ولی، لیکن، مگر، بلکه، یعنی، لذا و... که دربین بند یا پراگراف بیایند؛ چون:
- ناصرخسرو، دانشمند وارسته ی بود؛ ولی روح حاکم برزمان مناسب نبود، مجبور به ترک دیار خویش گردید.
هـ) پیش از جمله های توضیحی غیر معترضه، بکاربرده میشود؛ چون:
- مسعود یک مرد شجاع بود؛ مردیکه در مقابل دوهجوم، قشون سرخ روس وتروریزم ایستاده گی کرد.
بعد ازختم هریک ازفقره های شامل یک لیست، استفاده میشود؛ چون:
« مادۀ یک صد وچهل وپنج قانون اساسی »
در حالت اضطرار ، رئيس جمهور مي تواند بعد از تائيد رؤساي شوراي ملي و ستره محكمه، تنفيذ احكام ذيل را معطل بسازد و يا بر آن ها قيودي وضع نمايد:
1 - فقره دوم ماده بيست وهفتم؛
2 - ماده سي و ششم؛
3 - فقره دوم ماده سي و هفتم؛
4 - فقره دوم ماده سي و هشتم.
و) برای جدائی مأخذ متعدد یک مقاله ی علمی وتحقیقی آورده میشود؛ چون:
- اتحادیۀ نویسنده گان ج. د. ا. روش املای زبان دری، مطبعه تعلیم وتربیه، 1363؛ آتش پرور، حسین، علامت رایج درنوشته های زبان فارسی، انتشارات اطلس، 1360 هـ. ش.
(:) علامت شارحه، بیانیه، دونقطه سردرسر colon
یاد داشت:
· علایم شارحه، که به گونۀ مثال دراین نوشته بکارمیرود، با رنگ آبی، دربین کمانک های سرخ رنگ- برای برجسته نشاندادن- ذکرمی گردد.
· ذکردونقطه بعد از چون، مثل، مانند، مثلاً، نطیر و... که مضاف به کلمه ها وجمله های بعدی باشند ویا حروف ابجد که بمنظور تقسیم بخشهای یک مطلب باشد، اشتباه محض است.
(:) علامت شارحه، برای نشاندهی کلمات وجملات که توضیح میخواهند، بکارمیرود.
الف) درنقل قولهای مستقیم، بعد ازفعل وقبل ازنشان نقل قول، بکارمیبرند؛ مثل:
- پیغمبر(ص) فرمود(:)«طلب علم برهرزن ومرد مسلمان فرض است.»
- رئیس جمهورگفت(:)«بافقروجهل، باید مبارزه کرد.»
- ازاین قرار است(:)«...
- حکیم فردوسی گفته است(:)«میازارموری که دانه کش است « که جان دارد وجان شیرین خوش است»
ب) بعد ازکلمات تفسیر کننده؛ مانند: چون، مثلاً، امثال ونظیر آن، که به منظور ایراد مثال بیاید، وکلمه، یعنی، که برای تفسیر کلمه وجمله ی خبری بیاید، گذاشته میشود؛ چون:
- گفته های ازبزرگان بجامانده است؛ مثلا(:) کسانی که کمترمی فهمند، بیشترازچیزی تحسین می کنند.
- این گفتار در رابطه بدونفر، یعنی(:) تو ومن صادق است.
ج) در موارد آتی وامثال اینها، بکاربرده میشود:
1- سورة(:) 2، ویا بقرة.
2- آیات(:) 20، 22، 24.
3- تلیفون(:) 0200000000
4- تاریخ(:) 1/ 1/ 1388هـ. ش.
5- آدرس(:) سرک دارالامان، جوار غربی لیسۀ حبیبیه، دفتر...
6- ایمیل(:) A.haqjo@yahoo.com
7- ساعت(:)...، وقت(:)...، 00(:)2 pm, نشانی(:)...، تاریخ(:)...، مطبعه((:)...، سال چاپ(:)...، نویسنده(:)...، تیراژ(:)...، آثار(:)...، وظیفه(:)... و ... .
د) گاهی برای برشمردن اجزای یک موضع و... به کارمیبرند؛ به گونه:
- مقاله های نگاشته ام، که درویپ لاکم گنجانیده شده، عبارتند از(:)
1- جلوگیری ازتجاوزجنسی دراسلام نهفته است
2- تن فروشی و 3- ... 4-... 5-...
هـ) بعد ازعناوین کوچک کنارصفحه، که نیاز به بیان داشته باشد وسطربه ادامه آن، نوشته شود؛ مانند:
- اقسام « واو» درزبان دری(:) معطوفه، معروفه، مجهوله ومعدوله و... .
- انسان دارای پنج حس است(:) باصره، سامعه، ذایقه، شامه ولامسه.
و) بعد از کلمه ی که تعریف میخواهد؛ مثلاً:
- برهان(:) عبارت ازدلیل است.
ز) گاهی برای نشاندهی معانی متعدد، یک لغات به کارگرفته میشود؛ مثل:
- خیره(:) بیهوده، گستاخ، بی شرم.
- زمره(:) گروه، جماعت، دسته.
ح) بعداز واژه ها وجمله های که نیاز به توضیح دارند؛ مثل:
- نکاتی مهم نوشته شما قرار ذیل است(:)
1- ...
2- ... و... .
ط) بعدازمتن که تذکرتفسیرش ضروری پنداشته میشود؛ به گونه:
- عدۀ خود را ازمدرک حرام تغذیه می کنند(:) رشوت میستانند.
ی) درفرهنگها بعد از لغت وقبل از معنی آن نوشته میشود؛ چون:
- انعکاس(:) بازتاب.
(–) علامت فاصله، خط ، خط تیره، Dash
یاد داشت:
· کلمه وجملۀ معترضه، عبارت ازمتن ومفهوم است، که اگرازمیان جمله برداشته شود، مفهوم بند وپراگراف ناقص نگردد.
(–) خط فاصله، که اندازه اش، بیشترازدوملی مترمیباشد، جای کاربردش قرار ذیل است:
الف) درسمت چپ شماره های تقسیم یک موضوع ومطلب، به بخش های عمده، گذاشته میشود؛ چون: مثنوی بطور عمده به چهاربخش است:
1– مثنوی حماسی؛
2– مثنوی غنایی؛
3– مثنوی عرفانی؛
4– مثنوی حکمی.
ب) به منظور نشاندهی وقید جمله های معترضه دردوطرف آن استفاده میشود؛ چون:
- پیعمبر– صلی الله علیه وسلم – میفرماید: علم را ازگهواره تاگوربیاموزید.
- روستاومناظرزیبای آن– واقعاً چه باشکوه ودل انگیزاست– خستگی هایم را فرونشاند.
ج) هرازگاهی برای وانمود کردن تفسیروتوضیح یک واژه وجمله، بدوطرف تفسیروتوضیح قرارمیگیرد؛ چون:
- ناصرخسرو– شاعرمبارز ودانشمند زبان دری– به سال 481هـ. ق. زنده گی را پدرود گفت.
د) درآغازسطرهای گفتگو«دیالوک»های دونفر دریک نمایشنامه، داستان وصحبت های تلیفونی و... - که طبعه شود- به جای نام مکالمه کننده ها دراول سطر- برای جلوگیری ازتکرارنام آنها- میآید؛ به حیث نمونه:
· – سلام.
· – علیکم سلام.
· – چه حال داری؟
· – بدنیستم، خدارا شکر.
· – ازپدرتان، خبری است؟
· – روزگذشته، درتلیفون هم صحبت بودیم.
· – درتماس بعدی خود، سلام بنده را هم تقدیم شان نمائید.
· – به چشم آقا!
هـ) گاهی بعد از نام گفتگو کننده ها – اعم از صحبت های دوکسی وچند کسی، روبرو ومیزگرد، تلیفون و... بکارمیرود؛ چون:
سهراب – سلام.
محراب– علیکم سلام.
و... .
و) درموارد هم به جای(از)، (تا) و(به) دربین تاریخها، اعداد و... بکارمیگیرند؛ مانند:
- تاریخ شهادت قهرمان ملی کشور وانفجاربلندمنزلهای تجارتی جهان درامریکا– 9– 11 سپتمبر،2001م. که مصادف است، – 18– 20 سنبله، 1380هـ. ش.
- مجموع گزارشهای حمل– جوزای 1387هـ. ش. را درشماره اول فصلنامه ی شورا، دریافته میتوانید.
- شاهراه کابل- پنجشیرعرضش معیاری نیست.
ز) برای تجزیه ی حروف هجای یک واژه ویا یک کلمه استفاده میشود؛ مثل:
- کلمۀ کتاب شامل چهار حرف: ک– ت– ا– ب، میباشد.
ح) برای نشاندادن لکنت زبان کارمیگیرند؛ مثلاً:
- مـ– مـ– مـ– من؛ ب– ب– ب– برادر؛ حـ– حـ– حـ– حاضر.
ی) برای جدائی نام دومنطقه بکارمیرود؛ به نمونه:
- مردم پاکستان– افغانستان احساس نا امنی میکنند.
- شاهراه کابل– هرات اسفالت شده است.
ک) برای جدائی عددهای رقمی بکارمیرود؛ چون:
- این موضوع را درصفحات 1– 2– 3– کتاب راهنمائی نویسنده گان، دیده میتوانید.
(-)خط پیوند، خط وصلی، علامه ترکیبی، هایفنHyphen,
یاد داشت:
- گرچه برای پیوند، کلمات دوجزئی یا مرکب وپایان سطری که نیمی ازیک کلمه درانتهای آن ونیم دیگرش، درآغازسطربعدی آید،«علامت فاصله (–) Dash» را عده ی ازنویسنده های پیشین بکارمیبردند، که :
- ازیک طرف نام این علامت«علامت فاصله» درتطابق با بکارگیری اش، نبوده؛ زیرا، که فاصله وپیوند متضاد هم اند.
- ازطرفی دگر چون علامت گذاری، زبانهای شرقی مقتبس اززبانهای اروپائی بوده وبدیلی «پیوند» در زبانهای اروپائی بنام «هایفنHyphen,» وجود دارد واستفاده ی «علامت فاصله(–) Dash» در مواردی که به منظور پیوست واتصال کارگرفته شود، اشتباه محض است.
1- پیشوند وپسوند همراه با «خط ترکیبی، هایفن» دریک خط گنجانیده شوند وگذاشتن آن درخط های جدا درست نیست.
(-) خط پیوند ویا هایفون، این علامت، که اندازه اش کمتر ازدوملی متراست، درزبانهای شرقی کمتررایج بود؛ ولی اکنون کم وبیش دربعض از موارد بکاربرده میشود.
الف) برای پیوستن اجزای یک کلمه دوجزئی ومرکب ویادو کلمه ی هم جنس بکارمی برند، مانند:
- فرهنگ افغانی- اسلامی.
- نقطه- ویرگول.
- آهسته- آهسته.
- آب- آب صاف وگوارا است.
- عوامل اقتصادی- اجتماعی.
- دستاوردهای علمی- تخنیکی.
ب) هنگامی تقسیم یک واژه بدو صفحه یا دو خط ویا درپایان سطری که نیمی ازیک کلمه درانتهای آن ونیم دیگرش درآغازسطربعدی بیاید، گذاشته میشود؛ ناگفته نماند، این شیوه فقط در جروف های جستی (حروف چینی ) جهت برابرکردن اندازۀ ستون ها (کالم) کار گرفته می شد. در عصر کمپیوتر کلمات قطع نمی شوند؛ به گونۀ:
- ... حکومت وشورای ملی درصدد راهکارانتـ-
-خابات ریاست جمهوری سال( 1388هـ. ش.) اند.
ج ) نشانه ی ترکیبی، درنوشته های علمی وتحقیقی چون فرهنگها ودستورزبان، پیش ازپسوند ها وپس ازپیشوندها گذاشته میشود؛ چون:
نمونه های انگلیسی:
· Ing. -... ... - Pro
نمونه های فارسی:
· ... -وار؛ - شجاعت وار.
· ... -ین ؛ - یاسمین ونازنین.
· ... -بان ؛ - پاسبان، باغبان.
· ... -تان ؛ - باستان، داستان، زمستان وبوستان.
· بر-... ؛ - برای شما.
· بی-... ؛ - بی نوا یا بی حاصل.
· فرا-... ؛ - فرا راه شما.
· فرو-... ؛ - فرو نگری شما.
· نا-... ؛ - نا دیدن شما.
د) قبل از شناسه های– حروف های تمیز– افعال ویا بعد ازآنها، بکارگرفته میشود؛ چون:
· آمده- ایم.
· میآ- ید.
· می- رو،رفت(-)م.
· می- گفت- م و... .
هـ) برای جمع کردن، وفشردن مطلب به کارمیرود؛ چون:
- انسان دوستی، شجاعت وفداکاری- اینها ویژه گی های یک انسان واقعی است.
(؟) نشانه پرسش، سوالیه، علامۀ سؤال ونشانه استفهام Question Mark,
یاد داشت:
- علامت پرسش را درمواردی که برای استهزا وتردید به کارگیرند، دربین کمانک ها تذکرمیدهند.
- درپایان پرسشهای غیرمستقیم نقطه گذاشته میشود؛ چون: سیاست مداران کشورمیدانند، که چرا وبه چه خاطر به مذاکره بنشینند.
- دراخیر استفهام انکاری نیز جای کاربرد نقطه است؛ مثل: چه کس ازعاقبت امور، مطلع خواهد بود. تونیامدی. وچه باک.
- وقتی که جملۀ پرسشی جنبه خواهش وتقاضای مؤدبانه داشته باشد، دراخیرش نقطه گذاشته میشود؛ چون: ممکن است که خواهش کنم، که دست ازسرمن بردارید(.)
- بکاربردن علامت پرسش درجای علامت استفهام، به هیچ صورت درست نبود ونیست.
- نشانه ی استفهام، درسؤالهای داخل قوس ها، توأم باسؤالها، گذاشته میشود.
(؟) نشانه پرسش، این علامت برای وانمود سازی پوشیده گی یک موضوع، مطلب و... دراخیرجمله های استفهامی وپرسشی، بکاربرده میشود؛ مانند:
الف) برای پرسش مستقیم ازمخاطب دراخیر جمله، به کارمیبرند؛ چون:
· شما امروز کجامیروید؟
· کدام یک را می پسندید؟ جنگ یا صلح؟
ب) پس از هرکلمه یا عبارتی که لحن سؤال دارد وجای جمله استفهامی مستقیم را بگیرد؛ چون:
· اورا دیدی؟
ج) علامت سوالیه که میان قوسهای هلالی بعد ازتاریخ وعبارات می آید، بیانگر تردید، پوشیده گی، حدس وگمان نویسنده، درمفهوم ومحتوای آن عبارت میباشد؛ مثلاً:
· حنظلۀ بادعیسی به سال 219هـ. ق. (؟) درگذشت.
· تاریخ وفات سنائی را سال525(؟) نگاشته اند.
· کلکته یکی ازشهرهای پاکستان(؟) است.
· سنائی شاعرقرن هشتم(؟) است.
د) بخاطر وانمود ساختن کلمات وجمله های نیشخند واستهزا به کارمیگیرند؛ مثل:
دموکراسی افغانستان؟ نمونه ی برای کشورهای جهان سوم خواهد بود.
هـ) درپایان عنوانها، کتاب، مقاله علمی وتحقیقی و... قرارمیگیرد وخود نشانه ویا علامت درضمن جمله دیگر می آید؛ به گونه:
· مثنوی«پس چه باید کرد ای اقوام شرق؟» را علامه اقبال لاهوری سروده است.
و) پس ازقیدهای استفهامی گذاشته میشود؛ مثال:
· چرا؟، چگونه؟، چطور؟، کِی؟، کـَی؟ وکجا؟
ز) بعد ازجمله های پرسشی برای ایجاد تأکید، قبل ازعلامه تعجب به کارمیرود؛ چون:
· آیا بدون یک مدیریت سالم، میتوان زنده گی کرد؟!
ح) بعد ازاستفهام انکاری نیز بکارمیبرند؛ چون:
- مگر او را ندیده ئی؟
(!) ندائیه، اعجابیه، علامت ندا، تعجب وعلامت خطاب Exolamation Mark,
(!) علامت اعجابیه، کاربرد این نشانه زیاد بوده وچند مورد آن را با مثال ذیلاً، به نگارش میگیریم:
الف) این علامت نه تنها برای تعجب وشگفتی؛ بلکه برای ندا، تحسین، دعا، حسرت، اظهار اندوه، تأکید، هیجان، خطاب، امر ونهی، شوخی، تحقیر، تمسخرواستهزا، شک وتردید، ترحم، اخطار، تنفر، انکار، تهدید، درد والم، آزادی، بکارگرفته میشود؛ چون:
· برای تعجب وشگفتی؛ مانند: عجب آدم دوروی است! ویا چه دروغ شاخداری! این مرد کسی است، که خبرمرگش را با آب وتاب شنیده بودیم!
· " ندأ ؛ به گونه: خدایا!
· " تحسین؛ چون: آفرین!
· " دعا؛ مثلاً : خدایش بیامرزد!
· " حسرت؛ به گونه: واحسرتا، کابل ویران شد!
· " اظهار اندوه؛ چون: آه، چه درد جانکاهی!
· " تأکید؛ مثل: آمدی! خوب کردی!
· " هیجان؛ به گونه: اوه شما واینجا!
· " خطاب؛ به نمونه: خانمها وآقایان!
· " امر؛ مثلا: برخیز! صبح دمید.
· " ونهی؛ مثل: آهسته!
· " شوخی؛ مانند: ببینید! سنگ را بسته اند وسگ را گشاده اند!
· " تمسخر واستهزا؛ چون: این است، نویسنده ی توانا ودانشمند نامورکشور!– برای کسی گفته شود، که دانش ندارد.
· " شک وتردید؛ مثل: عقب نشینی- تاکتیکی مجاهدین ازکابل به پنجشیر وسمت شمال، در تاریخ: 5 ! میزان 1375هـ. ش. صورت گرفت.
· " ترحم؛ چون: بحال بینوایان رحم کنید!
· " تنفر؛ مثلاً: ازاعتیاد نفرت دارم!
· " انکار؛ مانند: نه، نخواهم انجام داد!
· " تهدید؛ چون: خلاف ورزان قانون را به حوزه معرفی خواهم کرد!
· " درد والم؛ چون: آخ!
· " آزادی؛ چون: چاپ ورد این مطلب ازصلاحیت شماست!
· " و... .
ب ) بعد ازجملاتی که پرسشی وتعجب آور وشوخی باشد، بعدازعلامت سوالیه، بکارمیرود؛ چون: اوه، آیا راست میگوئی؟!
« » " " قوس های ناخنک، نشانه نقل قول، علامه نقل قول ، قوس های کوچک، ، علامه تمیز، گیومه، Quotation Mark,
یاد داشت:
- پرگرافها وبندهای متعدد ومرتبط به یک قول یا اثر، دراول هریکی ازپرگرافها وبندها نشان نقل قول بکارگرفته شود وازطرف اخیر صرف درپایان پرگراف وبند اخیری، نشان نقل قول گذاشته شود.
- نقل قولی که درمیان نقل قول دیگرآید، آن نقل قول میانی، دربین ناخنکهای یکتائی، به دوصورت گذاشته شود:
1- اگردراول وبین نقل قول باشد، دراول آن، علامت شارحه وقوس هلالی وبه اخیرش صرف قوس هلالی میآید؛مانند:
· گفت:«شنیده ئی این فرموده پیغمبر(ص):(طلب علم برهر مرد وزن مسلمان فرض است) منوط به رعایت کدام شرطها است؟»
2- اگربه اخیرجمله بیاید، دراولش علامه شارحه وقوس هلالی ودر پایانش نقطه، قوس هلالی وعلامه نقل قول بکاربرده شود؛ چون:
· گفت:«شنیده ئی که پیغمبر(ص) فرموده است:(طلب علم برهر مرد وزن مسلمان فرض است.)»
· علامه های مربوط به متن وجمله های میان قوس های، قبل ازبسته شدن قوس های- داخل قوس ها- قرار داده شود.
· «قوس های ناخنک بدوشکل نگاشته میشود» درانگلیسی به هردوی این «...» "... " Quotation Mark, گفته میشود وموارد کاربردشان یکی بوده وفرق ندارد؛ چون:
· شیوه ی کسب "مشروعیت" دول متفاوت است.
« » قوس های ناخنک، ازجمله علاماتی بوده، که کاربرد آن، درموارد آتی ضروری ولازمی است.
الف) بعد ازعلامه ی شارحه، برای نشاندهی نقل قول مستقیم ویاقول حکایتی، این علامه در دوطرف آن قول قرار میگیرد؛ چون:
· اوگفت:« مقصودت را فهمیدم.»
· دانشمندی گفته است:« نه هرکه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.»
· سعدی میگوید:« همه کس را عقل خود به کمال نماید وفرزند خود به جمال.»
· وی پرسید:« چه کسی میتواند، به ساده گی گروه ها وپیچیده گی های زبان بیدل را درشهر بگشاید؟»
ب ) درآغاز وانجام برخی نامهای خاص، اشیا وجایها، کلمه واصطلاح های تازه ی علمی، جعلی، عامیانه وخارجی، بکاربرده میشود؛ مثلاً:
· بسیاری ازشهرها را دیده ام؛ اما« مسکو» شهربزرگ است.
· « بینوایان» را چندین بار خوانده ام.
· پروژه را برآوردی« اتکلی» نمی کنند.
· سرک را« کانکریت» کردند.
ج ) برای برجسته گی وجلب توجه به برخی ازواژه ها، عبارات، که به مفهوم خاص ومعنای مجازی استعمال میشوند، بدوطرف آنها، بکارمیرود؛ مثل:
· اودوستش را« دریای خاموش» نامیده بود، که درونی خروشان ومتلاطم داشت.
· مادر بجای سرزمین ووطن بکاربرده میشود؛ مانند: من زاده ی همین « وطنم. »
د ) برای برجسته گی ذکرعنوان های کتب، مقالات، رسالات، روزنامه ها، آثارهنری، فصلنامه وبخش های یک کتاب، نوشته مشود؛ چون:
· درسرمقاله نشریه ی« آزادی» خواندم.
· باب اول بوستان سعدی،« درعدل وتدبیر ورای» است.
( ) قوس های هلالی، کمانک ها، قوس میان، دوهلال، پرانتز، پرانتسز Parathesis,
یادداشت:
· ازبه کارگیری این نشانه دربعض موارد، دراین نوشته به خاطر صرف نظر شده است.
( ) قوس های هلالی، موارد معروف کاربردی این علامت را به طور تفسیری تشریح میدهیم.
الف) برای نشاندهی واژه ها وجملاتی که دربین یک بند وپرگرافی نقل شده آمده- که ایجاب نوشتن بین قوس های ناخونک را نماید- چنین واژه ها وجملات دربین قوس های هلالی وپرانتز بدون نشانۀ شارحه، نوشته میشود؛ چون:
· گفت:«شنیده ئی این فرموده پیغمبر(ص):(طلب علم برهر مرد وزن مسلمان فرض است) چه مفهوم دارد؟»
ب) جمله های معترضه ی که ارتباط مستقیم باجمله ندارد، بین کمانک ها آورده میشود؛ چون:
- خانمی، با آگاهی ازرهائی بند ابریشمین امیلش،(اگرابریشمین بوده باشد) دروسط راه ایستاد.
- کابل (پای تخت افغانستان) شهر پرازدحام است.
ج ) برای نشاندهی اجزای یک بند یا بخش موضوع، که به حروف ابجد تقسیم شده باشد، به یک طرف؛ یعنی به جناح داخل حروف ابجد، که دراول کلمه قرارگرفته باشد، بکارمیرود؛ چون:
- الف)... . - ب)... . - ج )... و...)... .
د ) اعداد وحروف ابجد، که دربین سطرهای یک بند وپرگراف به منظور تقسیمات دومی موضوع، بکارمیرود، داخل قوس های هلالی، گذاشته میشود؛ چون:
- خروج وعدم بازگشت مردم ازکشور وبه کشور، دردهۀ 70هـ. ش. چند دلیل داشت:
· دربعد امنیت به دلایل ذیل ازآمدن به کشورامتناع می ورزیدند:
(1) (الف) نبود امنیت.
(2) (ب) دزدی و... .
· درحوزه یی فرهنگی:
(1) (الف) مسدودیت مکاتب بروی اطفال نسبت جنگهای داخلی.
(2) (ب ) عدم توانمندی خانواده ها به سپورت اطفالشان، بخاطرتعلیم دربیرون ازخانه.
هـ) برای برجسته شدن معنا، شرح وتفسیر برخی واژه ها، به دوطرف آن، گذاشته میشود؛ چون:
- پروگرام ( برنامه)
- ترینینگ ( آموزش)
- الف بای اوستائی ( مشتمل بر44حرف) ازساده ترین الفبای جهان است.
و ) برای برجسته نشاندهی سنه ها ومأخذها؛ چون:
- اشعاردوره ی رنسانس(261-389هـ.) را میتوان چنین بخش بندی کرد؛ چون:
· (الف) ابولحسن شهید بلخی؛ (ب) رابعه بلخی؛ (ج) رودکی.
· (1) مثنوی کلیله ودمنه؛ (2) راعی ها؛ (3) قصیده ها وقطعه ها.
· توانابود هرکه دانا بود * زدانش دل پیر برنا بود
(گلستان سعدی)
ز ) حروف های مخففی جل جلاله، علیه السلام، صلی الله علیه وسلم، رضی الله عنه یا عنها، رحمة الله علیه و... را به اشکال آتی در قوس، میگذارند:
- آدم (ع).
- نبی کریم (ص).
- علی (رض).
- عایشة (رض).
- امام ابوحنیفه (ر)
- و... .
ح ) برای اشاره به کلمه کهن ومتروک، بکارگرفته میشود؛ چون:
- امکان انتخابات ریاست بلدیه (شهرداری، شاروالی) کم است.
ط) برای قید معادل یک کلمه وجمله بکارمیرود؛ چون:
- مردم ما(اعم ازمرد وزن)
ی) برای نشاندهی طرز تلفظ کلمه ها درفرهنگ ها، استفاده میشود؛ چون:
- عرب (به فتح عین)
[ ] قلاب ها، قوس عمودی، قوس ایستاده، دوقلاب، براگتس brackets,
الف) برای نشاندهی افتاده گی های یک متن کهن، که با استفاده ازنسخه بدلهای ویا الحاق کلمات احتمالی ازطرف مصحیح را دربین قوس های هلالی، می نگارند؛ چون:
- [ش]نیدن رعد اندر خواب اگربی ابر[باشد]دلالت کند برفتنه وخوف وظلم .(التحبیر فی علم التغیر ص85)
- استاد[بونصرمشکان]به هرات چون دل شکسته یی همی بود.(تاریخ بیهقی، ص174)
ب ) دستورهای اجرائی نمایشنامه های داخل قلاب ها، گذاشته میشود؛ مانند:
- شخصی[باقیافه یی عصبانی]گفت: ازبمباردمان خودسرانه ی نیروهای خارجی به تنگ آمدیم. [دستش را فشرد وتکان داد]
ج ) برای توضیح ویا حاشیه نویسی، بکارمیرود؛ چون:
- اولین رئیس دولت مجاهدین [که درسال 8ثور1371خ. حکومت به دست مجاهدین افتید] پروفیسورصبغت الله مجددی بود.
د ) برای بیان مطلبی ازنویسنده، که درضمن نقل قول دیگری آید، بکارمیرود؛ چون:
- شنیده ئی که پیغمبر(ص) فرموده است:« طلب علم برهر مرد وزن مسلمان [درچوکات اسلام] فرض است.»
هـ) برای اضافه کردن متن حذف شده، دریک نقل قول، استفاده میشود:
- ... .
و ) برای نشاندادن شکل خارجی کلمات، بکارمیرود؛ چون:
- [عُ مَ ر]
- [ کَ رَ م]
ز ) برای قید - دربین قلاب قراردادن- پیشوندها درزبان شناسی وفرهنگ ها، که با حروف نمودار ومصوت آغازگردند، استفاده میگردد؛ چون:
- [بی]، [ با] و[...].
ح ) درزبان شناسی برای ثبت مورفیها واصوات بکارمیرود؛ چون:
- خدا [خُ] [ دَا]
(...) نشان انصراف ویا سه نقطه Ellipses,
یاد داشت:
• به کاربردن بیشتر ازسه نقطه دروسط جمله وچهارنقطه درپایان جمله، درست نیست.
• هرگاه سه نقطه به اخیرجمله وبند وپراگراف بیاید، نقطه ی چهارم به منظور ونشان ختم جمله، با اندک فاصله نگاشته میشود.
• علامات ونشانه های اخیر جمله ی بین قلاب ها، درخارج قلاب ها، گذاشته میشود.
• عده ی چند نقطه ویا بیشتر از سه نقطه را برای افتاده گی ها ومتروک داشتن یک ویا چند بیت شعر بکار میبرند، که اشتباه محض است وباید از آن جلوگیری گردد.
(…) سه نقطه، کاربرد سه نقطه به منظور جلوگیری از ذکر کلمه ها، جمله ها ونقل قولی که نیاز به ذکرش، نباشد، ویا عاجز از ذکرش، نویسنده باشد، ذکر میگردد.
الف) بجای یک ویا چند کلمه محذوف ومتروک - خواه ازخود نویسنده باشد، ویا از موارد ومطالب اقتباس شده- که ضرورت ذکرش دیده نشود، بکاربرده میشود؛ چون:
- عصربی دانشی، یک سونگری، بیکاره گی و(...) سپری شد.
ب ) درتصحیح متون کهن، که درافتاده گی های آن متن، نسخه بدلهایش ساکت باشند؛ چون:
- انسان با نیکی و(...) مکافات داده میشود.
ج ) هنگامی قطع مطلبی که نیاز به ذکر آن نباشد، – به منظورخلاصه شدن ویا سهل بودن اخذ آن به گیرنده ی پیام، ترک شود– چه دراول وچه دراخیر عبارت باشد، گذاشته میشود؛ چون:
- داکتر از تمام اعضای بدنش؛ یعنی، دست و... عکس گرفت، کسری وجود نداشت.
- ... درنتیجه کمیسیون انتخابات، با احزاب سیاسی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری وشورا های ولایتی در29 اسد، سال(1388خ.) به تفاهم رسیدند.
- ... مِن بعد توبه میکنم، که دیگر مرتکب این اشتباه نشوم وهمین یک باربرایم... .
د ) به جای کلمات که از رهگذرعفت نوشتار، زشت وبد بوده ویا قابل نگارش نباشد، بکارگرفته میشود؛ چون:
- فرهاد، فواد را... وچه حرفهای دیگرزد.
هـ) برای نشاندهی گذشت زمان ویا بریده گی های صحبت یک نفر ازناتوانی و... بکارمی برند؛ چون:« خدا یا... یاری کن... می میرم... بدادم برس.»
و ) برای نشاندهی مکث درنمایش نامه ها، بکار میرود؛ چون:
- خوب... خواهش شماست.
(″) علامت ایضاً ویا نشانۀ تکرارDouble Prim,
(″) علامت ایضاً، این علامت به منظور ایجاد سهولت در نگارش، استفاده میشود.
الف) بجای کلمه های مشابه، که درسطرهای متوالی با حکم واحد تکرار شود، بکارمیرود؛ چون:
- جلالت مآب محمد یونس قانونی اولین رئیس ولسی جرگه ی شورای ملی، بعد ازسه دهه جنگ بود.
- ″ ″ صبغت الله مجددی ″ ″ مشرانو جرگه ″ ″ ″ ″ ″.
- آقای ... محصل رشته زبان وادبیات فارسی دری، سال سوم، پوهنتون کابل.
- دوشیزه ... ″ ″ ″ ″ ″ ″ ″ ″ ″ ″.
(/) نشانۀ ممیز Solidus,
(/) علامت ممیز، موارد استفاده از این نشانه را میتوان به شکل زیر وانمود کرد:
الف) برای جدائی تاریخ هجری ازمیلادی، بکارگرفته میشود؛ چون:
- 18سنبله1380خ./ 9سپتمبر2001م. روزشهادت قهرمان ملی است.
- ابن بطوطه- جهان گرد مغربی- در17رجب703هـ.ق. /20فبروری1304م. درطبجه متولد شد.
ب ) برای جدائی اجزای تاریخ ها، بکارمیبرند؛ چون:
شورای ملی افغانستان در(28 /9 / 1384خ.) بعد ازسه دهه جنگ، آغاز بکارکرد.
ج ) برای نشاندهی معادل کلمه ها، که در حروف ویاحرفهای آنها ابدال یا تخفیف صورت گرفته باشد، استفاده میشود؛ چون:
- کالزار/کارزار، زفان/ زبان، سولاخ/ سوراخ، بیران/ ویران و قلف/ قفل.
د ) برای جدائی مصرع شعر درمتن ها ویا نشاندهی پاره های شعر نیمائی، بخاطر صرفه جوئی، بکار میگیرند؛ چون:
- تاشقایق هست/ زنده گی باید کرد (سپهر)
هـ) برای نشاندهی نمبر آیات ورکوع سورة وسپاره قرآن کریم بکارمیبرند؛ چون:
- حالت منافقین را آیت 8 / رکوع 2/ سورة 2 / قرآن، بیان کرده است.
... خط ممتد Low line,
... علامت خط ممتد، برای برجسته نشاندهی بعضی ازکلمه ها، عنوانها ومتن ها، اعم ازدست نوشت ها ونوشته های تایپی، به زیرآن خط ممتد را، بکارمیبرند؛ چون:
- ادامه جنگهای تنظیمی درکشور از( 1380-1371خ.) را دربرگرفت.
( ااا) خط خابیده Fraction slash,
( ااا) خط خابیده، برای نشاندهی اسمای کتب، مجله ها، رساله ها، مجموعه، اخبار و...، استفاده میشود؛ چون:
- دراین نوشته از کتاب،( آئین درست نویسی) سیدعلی محمد اشراقی، نیز استفاده شده است.
(~) ابرو ویا خط تابدار Tilde,
(~) ابرو ویا خط تابدار، معمولاً درواژه نامه ها وفرهنگ ها، برای پرهیز ازتکرار ماده مورد بحث، بکارمیرود؛ مانند:
- ~ دل به دریا زدن
- ~ دل درگرو کسی داشتن.
(ـ) دبل وکلان نمای خط Bold,
(ـ) این علامت نیز برای برجسته نشاندهی مطلب ونکاتی مفید ومورد نظر، بکارمیرود؛ مثل:
- برای جدائی تاریخ هجری از میلادی، خط ممیز را بکارمیبرند.
… رنگ زمینۀ صفحه، Highlight
… رنگ زمینۀ صفحه- که برخی ازمتن درآن قرارمیگیرد- نیز برای نشاندهی بند مهم واساسی مضمون ومطلب، بکارمیرود؛ مثلاً:
- مقاله، کش بی سابقه قیمت بوت دربازار جهانی، که بدنبال، آخرین سفرآقای جورج دبلیو بوش، رئیس جمهورامریکا، به عراق وحضورآن، دریک کانفرانس خبری، که با « پرتاب بوت، الزائیدی» استقبال شد، نوشته شده است.
( * ) ستاره Asterisk,
یاد داشت:
ستاره درزبان شناسی پیش از واژه ویاجمله نادرست یا بازسازی شده- از نظر تاریخی- یک ستاره میگذارند؛ مانند:
* من رفتی.
( * ) ستاره وتمام علامات دیگر؛ چون: * در مورد اول این مبحث به یک منظور استفاده میشوند.
الف) برای نشاندهی وشمارش اجزای یک موضوع، که یک مرتبه، با اعداد وشماره ها تقسیم شده باشد، بکارمیروند؛ چون:
ب ) علاوه بر اعداد وشماره ها، برای نشاندهی توضیح یک مطلب مربوط به متن درحاشیه وپی نوشت ها- هنگامی که شماره ها بمنظور دیگر بکاررفته باشد، استفاده میشود؛ مثلاً:
فکرکنید، که چهارچوب، پایان یک صفحه پاورقی دار است.
ج ) برای نشاندهی ادامه پاورقی صفحه اول به اخیرش ودرصفحه ی بعدی به اول پاورقی گذاشته میشود؛ مثل:
چنانچه چهارچوب دوصفحه ئی پایان، صفحۀ اول دارای پاورقی بوده، که تمام پاورقی اش به آن صفحه جای نشده وادامه آن، با استفاده ازعلامت مذکور در صفحه بعدی، نشانداده شده است.
د ) برای جداکردن قسمت های یک موضوع ویا داستان- تا فاصله سفید بین دو سطر بیشتر گردد- بکارمیرود؛ چون:
هـ) درفرهنگها ودانشنامه ها(دایرة المعارف ها) اغلب به جای عبارت « به همین ماده رجوع شود» بکارمیرود؛ مانند:
و ) در زبانشناسی، برای تصریح اشکال آن کلمه های که استعمال آنها معمول نباشد، بکارمیرود؛ چون:
- روان، خندان ونویسان( * )
- گفتار، رفتار ونوشتار( * )
ز ) برای ایجاد فاصله میان شعرها و... استفاده میشود؛ چون:
( * * * ) سه ستاره Asterisk, Three
( * * * ) این علامت برای نشاندهی ختم وپایان مطلب، بکارمیرود؛ چون:
- سه ستاره ی که دراخیر این مطلب، استفاده شده است.
(¬) پیکان، یا نشانه ی ارجاع 00AC,
(¬) پیکان، این علامت در فارسی جهتش ازراست به چپ بوده ودرموارد آتی، استعمال میشود:
الف) هنگام ارجاع به ماده ی خاص، که تقریباً معادل است، بانشانه ی ر.ک.(رجوع کنیدبه... )
ب ) برای نشاندهی باقی پاورقی صفحه ی اول، به اخیرش، رو به طرف چپ ودرصفحه ی بعدی رو به طرف راست، گذاشته میشود؛ چون:
* * *
منابع:
1- اتحادیه نویسنده گان ج. د. ا. روش املای زبان دری، مطبعه تعلیم وتربیه، 1363 هـ.َش.
2- آتش پرور، حسین، علامتهای رایج درنوشته های زبان فارسی، انتشارات اطلس، 1360 هـ.َش.
3- یاحقی، محمدجعفر، ناصح، محمدمهدی، راهنمائی نگارش وویرایش، انتشارات آستان قدس، 1363 هـ.َش.
4- کمیسیون مستقل اصلاحات اداری وخدمات ملکی، انستیتوت خدمات ملکی، مهارتهای ارتباطات، 1387 هـ.َش.
5- یمین، پوهندوی حسین، دستور نگارش برای همه، مؤسسه نشراتی حزبی ج. د. ا. 1364 هـ.َش.
6- اشراقی، سیدعلی محمد، آئین درست نویسی، کابل مطبعۀ بلخ، 1388هـ. ش.
7- جعفری، محمود، راهنمای نویسنده گی، کابل، مطبعه میوند، 1387هـ. ش.
|
|